در حال دیدن این عنوان:
1 کاربر مهمان
متن فارسي خطابه غدير، خطابه حضرت محمد(ص) در روز غدير |
||
|---|---|---|
|
وبمستر
![]()
عضو شده از:
۶:۱۸ سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۳ از اصفهان
گروه:
مدیران اصلی اعضای سایت پیام:
3103
سطح : 43; درصد این سطح : 57
پست/روز : 212 / 1064 روز/پست : 1034 / 17778 ![]() |
بنام خداوند بخشنده بخشايشگر
بخش اول : 1. ستايش خداى راسزاست كه در يگانگىاش بلند مرتبه و در تنهايىاش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينشاش بزرگ است. بىآنكه مكان گيرد و جابهجا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامى آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگىِ او را پايانى نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامى امور به سوى اوست. 2. اوست آفريننده آسمانها و گستراننده زمينها و حكمران آنها. دور و منزه از خصايص آفريدههاست و در منزهبودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونىبخش آفريدهها و نعمت ده ايجاد شدههاست. به يك نيم نگاه ديدهها را ببيند و ديدهها هرگز او را نبينند. كريم و بردبار و شكيباست. رحمتاش جهانشمول است و عطايش منّتگذار. 3. در انتقام بىشتاب و در كيفر سزاواران عذاب صبور و شكيباست؛ بر نهانها آگاه و بر درونها دانا، پوشيدهها بر او آشكار و پنهانها بر او روشن است. 4. اوراست فراگيرى و چيرگى بر هر هستى. نيروى آفريدگان از او و توانايى بر هر پديده ويژه اوست. او را همانندى نيست و هموست ايجادگر هر موجود در تاريكستان لاشَىء، جاودانه و زنده و عدلگستر؛ جز او خداوندى نباشد و اوست ارجمند و حكيم. 5. ديدهها را بر او راهى نيست و اوست دريابنده ديدهها. بر پنهانىها آگاه و بر كارها داناست. كسى از ديدن به وصف او نرسد و بر چگونگى او از نهان و آشكار دست نيابد مگر او - عزّوجلّ - خود، راه نمايد و بشناساند. 6. گواهى مىدهم كه او «اللّه» است؛ همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگير و نورش ابديت را شامل است. بىمشاور، فرمانش را اجرا، بىشريك تقديرش را امضا و بىياور ساماندهى فرمايد. صورت آفرينش او را الگويى نبوده و آفريدگان را بدون ياور و رنج و چارهجويى، هستى بخشيده است. جهان با ايجاد او موجود و با آفرينش او پديدار شده است. پس اوست «اللّه» كه معبودى به جز او نيست؛ همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرينشش زيبا. دادگرى است كه ستم روا نمىدارد و كريمى كه كارهابه او بازمىگردد. و گواهى مىدهم كه او «اللّه» است كه آفريدگان در برابر بزرگىاش فروتن و در مقابل عزتش رام و به توانايىاش تسليم و به هيبت و بزرگىاش فروتناند. پادشاه هستىها و چرخاننده سپهرها و رامكننده آفتاب و ماه كه هريك تا اَجَل معين جريان يابند. او پردهى شب را به روز و پردهى روز را - كه شتابان در پى شب است به شب پيچد. اوست شكنندهى هر ستمگر سركش و نابودكنندهى هر شيطان راندهشده. نه او را ناسازى باشد و نه برايش انباز و مانندى. يكتا و بىنياز، نه زاده و نه زاييدهشده، او را همتايى نبوده، خداوند يگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نمايد. بداند و بشمارد. بميراند و زنده كند. نيازمند و بىنياز گرداند. بخنداند و بگرياند. نزديك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. اوراست پادشاهى و ستايش. به دست تواناى اوست تمام نيكى. و هموست بر هر چيز توانا. 7. شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودى جز او نيست؛ گرانمايه و آمرزنده؛ اجابتكنندهى دعا و افزايندهى عطا، بر شمارندهى نَفَسها؛ پروردگار پرى و انسان. چيزى بر او مشكل ننمايد، فريادِ فريادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نياورد. 8. نيكوكاران را نگاهدار، رستگاران را يار، مؤمنان را صاحب اختيار و جهانيان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستايش آفريدگان است. 9. او را ستايش فراوان و سپاس جاودانه مىگويم برشادى و رنج و بر آسايش و سختى و به او و فرشتگان و نبشتهها و فرستادههايش ايمان داشته، فرمان او را گردن مىگذارم و اطاعت مىكنم و به سوى خشنودى او مىشتابم و به حكم او تسليمم؛ چرا كه به فرمانبرى او شايق و از كيفر او ترسانم. زيرا او خدايى است كه كسى از مكرش در امان نبوده و از بىعدالتيش ترسان نباشد (زيرا او را ستمى نيست). بخش دوم 10. و اكنون به عبوديت خويش و پروردگارى او گواهى مىدهم. و وظيفه خود را در آن چه وحى شده انجام مىدهم مباد كه از سوى او عذابى فرود آيد كه كسى ياراى دورساختن آن از من نباشد هر چند توانش بسيار و دوستىاش (با من) خالص باشد - معبودى جز او نيست - چرا كه اعلام فرموده كه اگر آنچه (دربارهى على) نازل كرده به مردم نرسانم، وظيفهى رسالتش را انجام ندادهام. و خداوند تبارك و تعالى امنيت از [آزار] مردم را برايم تضمين كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است. 11. پس آنگاه خداوند چنين وحىام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. اى فرستادهى ما! آنچه از سوى پروردگارت دربارهى على و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ كن، وگرنهرسالت خداوندى را به انجام نرساندهاى و او تو را از آسيب مردمان نگاه مىدارد.» 12. هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده در تبليغ آن كوتاهى نكردهام و حال برايتان سبب نزول آيه را بيان مىكنم: همانا جبرئيل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوى سلام، پروردگارم - كه تنها او سلام است - فرمانى آورد كه در اين مكان بهپا خيزم و به هر سفيد و سياهى اعلام كنم كه علىّبن ابىطالب برادر، وصى و جانشين من در ميان امت و امام پس از من بوده.جايگاه او نسبت به من بهسان هارون نسبت به موسى است، ليكن پيامبرى پس از من نخواهد بود او (على) صاحب اختيارتان پس از خدا و رسول است. 13. و پروردگارم آيهاى بر من نازل فرموده كه: «همانا ولى، صاحب اختيار و سرپرست شما، خدا و پيامبر او و ايمانيانى هستند كه نماز بهپا مىدارند و در حال ركوع زكات مىپردازند.» و هر آينه علىّبن ابىطالب نماز بهپا داشته و در ركوع زكات پرداخته و پيوسته خداخواه است. 14. و من از جبرئيل درخواستم كه از خداوند سلام اجازه كند و مرا از اين مأموريت معاف فرمايد. زيرا كمى پرهيزگاران و فزونى منافقان و دسيسهى ملامتگران و مكر مسخرهكنندگان اسلام را مىدانم؛ همانان كه خداوند در كتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را مىگويند كه در دلهايشان نيست و آن را اندك و آسان مىشمارند حال آن كه نزد خداوند بس بزرگ است.» 15. و نيز از آن روى كه منافقان بارها مرا آزار رسانيده تا بدانجا كه مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور] ناميدهاند، به خاطر همراهى افزون على با من و رويكرد من به او و تمايل و پذيرش او از من، تا بدانجا كه خداوند در اين موضوع آيهاى فرو فرستاده: «از آنانند كسانى كه پيامبر خدا را مىآزارند و مىگويند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آرى سخن شنو است. ـ بر عليه آنان كه گمان مىكنند او تنها سخن مىشنود ـ ليكن به خير شماست، او (پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم) به خدا ايمان دارد و مؤمنان را تصديق مىكند و راستگو مىانگارد.» و اگر مىخواستم نام گويندگان چنين سخنى را بر زبان آورم و يا به آنان اشارت كنم و يا مردمان را به سويشان هدايت كنم [كه آنان را شناسايى كنند] مىتوانستم، ليكن سوگند به خدا در كارشان كرامت نموده لب فروبستم. 16. با اين حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر اينكه آن چه در حق على فروفرستاده به گوش شما برسانم. سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چنين خواند: «اى پيامبر ما! آنچه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده - در حق على - ابلاغ كن وگرنه كار رسالتش را انجام ندادهاى. و البته خداوند تو را از آسيب مردمان نگاه مىدارد.» بخش سوم 17. هان مردمان! بدانيد اين آيه دربارهى اوست. ژرفاى آن را فهم كنيد و بدانيد كه خداوند او را برايتان صاحب اختيار و امام قرار داده، پيروى او را بر مهاجران و انصار و آنان كه به نيكى از ايشان پيروى مىكنند و بر صحرانشينان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر كوچك و بزرگ و سفيد و سياه و بر هر يكتاپرست لازم شمرده است. [هشدار كه] اجراى فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پيرو و باوركنندهاش در مهر و شفقت است. هر آينه خداوند، او و شنوايان سخن او و پيروان راهش را آمرزيده است. 18. هان مردمان! آخرين بار است كه در اين اجتماع به پا ايستادهام. پس بشنويد و فرمان حق را گردن گذاريد؛ چرا كه خداوند عزّوجلّ صاحب اختيار و ولى و معبود شماست و پس از خداوند ولى شما، فرستاده و پيامبر اوست كه اكنون در برابر شماست و با شما سخن مىگويد. و پس از من به فرمان پروردگار، على ولى و صاحب اختيار و امام شماست. آنگاه امامت در فرزندان من از نسل على خواهد بود. اين قانون تا برپايى رستاخيز كه خدا و رسول او را ديدار كنيد دوام دارد. 19. روا نيست مگر آن چه خدا و رسول او و امامان روا دانند. و ناروا نيست مگر آنچه آنان ناروا دانند. خداوند عزوجل هم روا و هم ناروا را براى من بيان فرموده و آنچه پروردگارم از كتاب خويش و حلال و حرامش به من آموخته در اختيار على نهادهام. 20. هان مردمان! او را برتر بدانيد. چرا كه هيچ دانشى نيست مگر اينكه خداوند آن را در جان من نبشته و من نيز آن را در جان پيشواى پرهيزكاران، على، ضبط كردهام. او (على) پيشواى روشنگر است كه خداوند او را در سورهى ياسين ياد كرده كه: «و دانش هر چيز را در امام روشنگر برشمردهايم...» 21. هان مردمان! از على رو برنتابيد. و از امامتش نگريزيد. و از سرپرستىاش رو برنگردانيد. او [شما را] به درستى و راستى خوانده و [خود نيز] بدان عمل نمايد. او نادرستى را نابود كند و از آن بازدارد. در راه خدا نكوهش نكوهش گران او را از كار بازندارد. 22. او نخستين مؤمن به خدا و رسول اوست و كسى در ايمان، به او سبقت نجسته. و همو جان خود را فداى رسولاللّه نموده و با او همراه بوده است تنها اوست كه همراه رسول خدا عبادتِ خداوند مىكرد و جز او كسى چنين نبود. على اولين نمازگزار و پرستشگر خدا به همراه من است. از سوى خداوند به او فرمان دادم تا [در شب هجرت] در بستر من بيارامد و او نيز فرمان برده، پذيرفت كه جان خود را فداى من كند. 23. هان مردمان! او رابرتر دانيد؛ كه خداوند او را برگزيده و پيشوايى او را بپذيريد؛ كه خداوند او را برپا كرده است. 24. هان مردمان! او از سوى خدا امام است و هرگز خداوند توبه منكر او را نپذيرد و او را نيامرزد. اين است روش قطعى خداوند درباره ناسازگارِ على و هرآينه او را به عذاب دردناك پايدار كيفر كند. از مخالفت او بهراسيد و گرنه در آتشى درخواهيد شد كه آتش گيرهى آن مردمانند و سنگ كه براى حقستيزان آماده شدهاست. 25. هان مردمان! به خدا سوگند كه پيامبران پيشين به ظهورم مژده دادهاند و اكنون من فرجام پيامبران و برهان بر آفريدگانِ آسمانيان و زمينيانم. آنكس كه راستى و درستى مرا باور نكند به كفر جاهلى درآمده و ترديد در سخنان امروزم همسنگ ترديد در تمامى محتواى رسالت من است، و شك و ناباورى در امامت يكى از امامان بهسان شك و ناباورى در تمامى آنان است. و هرآينه جايگاه ناباوران ما آتش دوزخ خواهد بود. 26. هان مردمان! خداوند عزّوجلّ از روى منت و احسان خويش اين برترى را به من پيشكش كرد و البته كه خدايى جز او نيست. آگاه باشيد: تمامى ستايشها در همه روزگاران و در هر حال و مقام ويژه اوست. 27. هان مردمان! على را برتر دانيد؛ كه او برترينِ مردمان از مرد و زن پس از من است تا آن هنگام كه آفريدگان پايدارند و روزىشان فرود آيد. دورِ دورباد از درگاه مهر خداوند و خشمِ خشم باد بر آن كه اين گفته را نپذيرد و با من سازگار نباشد! 28. هان! بدانيد جبرئيل از سوى خداوند خبرم داد: هر آن كه با على بستيزد و بر ولايت او گردن نگذارد، نفرين و خشم من بر او باد! البته بايست كه «هر كس بنگرد كه براى فرداى رستاخيز خود چه پيش فرستاده. [هان!] تقوا پيشه كنيد و از ناسازگارى با على بپرهيزيد؛ مباد كه گامهايتان پس از استوارى درلغزد. كه خداوند بر كردارتان آگاه است.» 29. هان مردمان! همانا او همجوار و همسايهى خداوند است كه در نبشتهى عزيز خود او را ياد كرده و دربارهى ستيزندگان با او فرموده: «تا آن كه مبادا كسى در روز رستخيز بگويد: افسوس كه دربارهى همجوار و همسايهى خدا كوتاهى كردم...» 30. هان مردمان! در قرآن انديشه كنيد و ژرفاى آيات آن را دريابيد و بر محكماتش نظر كنيد و از متشابهاتش پيروى ننماييد. پس به خدا سوگند كه باطنها و تفسير آن را آشكار نمىكند مگر همينكه دست و بازوى او را گرفته و بالا آوردهام و اعلام مىدارم كه: هر آن كه من سرپرست اويم، اين على سرپرست اوست. و او علىبن ابىطالب است؛ برادر و وصى من كه سرپرستى و ولايت او حكمى است از سوى خدا كه بر من فرستاده شده است. 31. هان مردمان! همانا على و پاكان از فرزندانم از نسل او، يادگار گرانسنگ كوچكترند و قرآن يادگار گرانسنگ بزرگتر. هر يك از اين دو از ديگر همراه خود خبر مىدهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض كوثر بر من وارد شوند. هان! بدانيد كه آنان امانتداران خداوند در ميان آفريدگان و حاكمان او در زمين اويند. 32. هشدار كه من وظيفهى خود را ادا كردم. هشدار كه من آنچه بر عهدهام بود ابلاغ كردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانيد كه اين سخن خدا بود و من از سوى او سخن گفتم. هشدار كه هرگز به جز اين برادرم كسى نبايد اميرالمؤمنين خوانده شود. هشدار كه پس از من امارت مؤمنان براى كسى جز او روا نباشد. بخش چهارم 33. سپس فرمود: مردمان! كيست سزاوارتر از شما به شما؟ گفتند خداوند و پيامبر او! سپس فرمود آگاه باشيد آن كه من سرپرست اويم پس اين على سرپرست اوست! خداوندا دوست بدار آن را كه سرپرستى او را بپذيرد و دشمن بدار هر آنكه او را دشمن دارد و يارى كن يار او را و تنها گذار آن را كه او را تنها بگذارد. 34. هان مردمان! اين على است برادر و وصى و نگاهبان دانش من. و هموست جانشين من در ميان امت و بر گروندگان به من و بر تفسير كتاب خدا كه مردمان را به سوى او بخواند و به آنچه موجب خشنودى اوست عمل كند و با دشمنانش ستيز نمايد. او پشتيبان فرمانبردارى خداوند و بازدارنده از نافرمانى او باشد. 35. همانا اوست جانشين رسولاللّه و فرمانرواى ايمانيان و پيشواى هدايتگر از سوى خدا و كسى كه به فرمان خدا با پيمانشكنان، رويگردانان از راستى و درستى و بهدررفتگان از دين پيكار كند. خداوندفرمايد: «فرمان من دگرگون نخواهدشد.» 36. پروردگارا! اكنون به فرمان تو چنين مىگويم: خداوندا: دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتيبانان او را پشتيبانى كن. يارانش را يارى نما. خوددارى كنندگان از يارىاش را به خود رها كن. ناباورانش را از مهرت بِران و بر آنان خشم خود را فرود آور. 37. معبودا! تو خود در هنگام برپاداشتن او و بيان ولايتش نازل فرمودى كه: «امروز آيين شما را به كمال، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان دين شما پسنديدم.» «و آن كه به جز اسلام دينى را بجويد، از او پذيرفته نبوده، در جهان ديگر در شمار زيانكاران خواهد بود.» خداوندا، تو را گواه مىگيرم كه پيام تو را به مردمان رساندم. بخش پنجم 38. هان مردمان! خداوند عزّوجلّ دين را با امامت على تكميل فرمود. اينك آنان كه از او و جانشينانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپايى رستاخيز و عرضهى بر خدا - پيروى نكنند، در دو جهان كردههايشان بيهوده بوده در آتش دوزخ ابدى خواهند بود، به گونهاى كه نه از عذابشان كاسته و نه برايشان فرصتى خواهد بود. 39. هان مردمان! اين على ياورترين، سزاوارترين و نزديكترين و عزيزترين شما نسبت به من است. خداوند عزّوجلّ و من از او خشنوديم. آيه رضايتى در قرآن نيست مگر اين كه دربارهى اوست. و خدا هرگاه ايمانآوردگان را خطابى نموده به او آغاز كرده [و او اولين شخص مورد نظر خداى متعال بوده است] . و آيهى ستايشى نازل نگشته مگر دربارهى او. و خداوند در سورهى «هل أتى علىالإنسان» گواهى بر بهشت [رفتن] نداده مگر براى او، و آن را در حق غير او نازل نكرده و به آن جز او را نستوده است. 40. هان مردمان! او ياور دين خدا و دفاعكنندهى از رسول اوست. او پرهيزكار پاكيزه و رهنماى ارشاد شده [به دست خود خدا] است. پيامبرتان برترين پيامبر، وصىّ او برترين وصى و فرزندان او برترين اوصيايند. 41. هان مردمان! فرزندان هرپيامبر از نسل اويند و فرزندان من از صلب و نسل اميرالمؤمنين على است. 42. هان مردمان! بهراستى كه شيطانِ اغواگر، آدم را با رشك از بهشت رانده مبادا شما به على رشك ورزيد كه كردههايتان نابود و گامهايتان لغزان خواهدشد. آدم به خاطر يك اشتباه به زمين هبوط كرد و حال آن كه برگزيدهى خداى عزّوجلّ بود. پس چگونه خواهيد بود شما و حال آن كه شما شماييد و دشمنان خدا نيز از ميان شمايند. 43. آگاه باشيد! كه با على نمىستيزد مگر بىسعادت. و سرپرستى او را نمىپذيرد مگر رستگار پرهيزگار. و به او نمىگرود مگر ايمان دار بىآلايش. و سوگند به خدا كه سورهى والعصر دربارهى اوست: «به نام خداوند همه مهر مهر ورز. قسم به زمان كه انسان در زيان است.» مگر على كه ايمان آورده و به درستى و شكيبايى آراسته است. 44. هان مردمان! خدا را گواه گرفتم و پيام او را به شما رسانيدم. و بر فرستاده وظيفهاى جز بيان و ابلاغ روشن نباشد! هان مردمان! «تقوا پيشه كنيد همانگونه كه بايسته است. و نميريد جز با شرفِ اسلام». بخش ششم 45. هان مردمان! «به خدا و رسول و نور همراهش ايمان آوريد پيش از آن كه چهرهها را تباه و باژگونه كنيم يا چونان اصحاب روز شنبه [يهوديانى كه بر خدا نيرنگ آوردند] رانده شويد.«به خدا سوگند كه مقصود خداوند از اين آيه گروهى از صحابهاند كه آنان را با نام و نَسَب مىشناسم ليكن به پردهپوشى كارشان مأمورم. آنك هر كس پايه كار خويش را مهر و يا خشم على در دل قرار دهد [و بداند كه ارزش عمل او وابسته به آن است.] . 46. هان مردمان! نور از سوى خداوند عزّوجل در جان من، سپس در جان علىبن ابىطالب، آنگاه در نسل او تا قائم مهدى - كه حق خدا و ما را مىستاند - جاى گرفته. چرا كه خداوند عزّوجل ما را بر كوتاهىكنندگان، ستيزهگران، ناسازگاران، خائنان و گنهكاران و ستمكاران و غاصبان از تمامى جهانيان دليل و راهنما و حجت آورده است. 47. هان مردمان! هشدارتان مىدهم: همانا من رسول خدايم. پيش از من نيز رسولانى آمده و سپرى گشتهاند. آيا اگر من بميرم يا كشته شوم، به جاهليت عقب گرد مىكنيد؟ آنكه به قهقرا برگردد، هرگز خدا را زيانى نخواهد رسانيد و خداوند سپاسگزاران شكيباگر را پاداش خواهد داد. بدانيد كه على و پس از او فرزندان من از نسل او، داراى كمال شكيبايى و سپاسگزارىاند. 48. هان مردمان! اسلامتان را بر من منت نگذاريد؛ كه اعمال شما را بيهوده و تباه خواهد كرد و خداوند بر شما خشم خواهد گرفت و سپس شما را به شعلهاى از آتش و مس گداخته گرفتار خواهد نمود. همانا پروردگار شما در كمينگاه است. 49. هان مردمان! بهزودى پس از من پيشوايانى خواهند بود كه شما را به سوى آتش مىخوانند و در روز رستاخيز تنها وبدون ياور خواهند ماند. هان مردمان! خداوند و من از آنان بيزاريم. هان مردمان! آنان و ياران و پيروانشان در بدترين جاى جهنم، جايگاه متكبّران خواهند بود. بدانيد آنان اصحاب صحيفهاند. اكنون هر كس در صحيفهى خود نظر كند. 50. هان مردمان! اينك جانشينى خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جاى مىگذارم در نسل خود تا برپايى روز رستاخيز. و حال، مأموريت تبليغى خود را انجام مىدهم تا برهان بر هر شاهد و غايب و بر آنان كه زاده شده يا نشدهاند و بر تمامى مردمان باشد. پس بايسته است اين سخن را حاضران به غايبان و پدران به فرزندان تا برپايى رستاخيز برسانند. 51. آگاه باشيد! به زودى پس از من امامت را با پادشاهى جابهجا نموده. آن را غصب كرده و به تصرف خويش درآورند. هان! نفرين و خشم خدا بر غاصبان و چپاولگران! و البته در آن هنگام خداوند آتش عذاب - شعلههاى آتش و مس گداخته - بر سر شما جن و انس خواهد ريخت. آنجاست كه ديگر يارى نخواهيد شد. 52. هان مردمان! هر آينه خداوند عزوجل شما را به حالتان رها نخواهد كرد تا ناپاك را ازپاك جدا كند. و خداوند نمىخواهد شما را بر غيب آگاه گرداند. 53. هان مردمان! هيچ سرزمينى نيست مگر اين كه خداوند به خاطر تكذيب اهل آن [حق را] ، آنان را پيش از روز رستاخيز نابود خواهد فرمود و به امام مهدى خواهد سپرد. و هر آينه خداوند وعدهى خود را انجام خواهد داد. 54. هان مردمان! پيش از شما، شمار فزونى از گذشتگان گمراه شدند و خداوند آنان را نابود كرد. و همو نابودكنندهى آيندگان است. او خود در كتابش آورده: «آيا پيشينيان را تباه نكرديم و به دنبال آنان آيندگان را گرفتار نساختيم؟ با مجرمان اين چنين كنيم. واىبر ناباوران!» 55. هان مردمان! همانا خداوند امر و نهى خود را به من فرموده و من نيز به دستور او دانش آن را نزد على نهادم. پس فرمان او را بشنويد و گردن نهيد و پيرويش نماييد و از آنچه بازتان دارد خوددارى كنيد تا راه يابيد. به سوى هدف او حركت كنيد. راههاى گونهگون شما را از راه او بازندارد! بخش هفتم 56. هان مردمان! صراط مستقيم خداوند منم كه شما را به پيروى آن امر فرموده. و پس از من على است و آنگاه فرزندانم از نسل او، پيشوايان راه راستند كه به درستى و راستى راهنمايند و به آن حكم و دعوت كنند. 57. سپس پيامبر صلّىاللّه عليه و آله قرائت فرمود: «بسماللّه الرّحمن الرّحيم الحمدللّه ربّ العالمين الرّحمن الرّحيم» - تا آخر سوره. و فرمود: هان! به خدا سوگند اين سوره دربارهى من نازل شده و شامل امامان مىباشد و به آنان اختصاص دارد. آنان اولياى خدايند كه ترس و اندوهى برايشان نيست، آگاه باشيد: البته حزب خدا چيره و غالب خواهد بود. 58. هشدار كه: ستيزندگان با امامان، گمراه و همكاران شياطيناند. براى گمراهى مردمان، سخنان بيهوده و پوچ را به يكديگر مىرسانند. 59. بدانيد كه خداوند از دوستان امامان در كتاب خود چنين ياد كرده: «[اى پيامبر ما] نمىيابى ايمانيان به خدا و روز بازپسين، كه ستيزهگران خدا و رسول را دوست ندارند، گرچه آنان پدران، برادران و خويشانشان باشند. آنان [كه چنيناند] خداوند ايمان را در دلهايشان نبشته است.» - تا آخر آيه. 60. هان! دوستداران امامان ايمانياناند كه قرآن چنان توصيف فرموده: «آنان كه ايمان آورده و باور خود را به شرك نيالودهاند، در امان و در راه راست هستند». «هشدار! ياران پيشوايان كسانى هستند كه به باور رسيده و از ترديد و انكار دور خواهند بود». 61. هشدار! اولياى امامان آنانند كه با آرامش و سلام به بهشت درخواهند شد و فرشتگان با سلام آنان را پذيرفته، خواهند گفت: «درود بر شما كه پاك شدهايد. اينك داخل شويد كه در بهشت، جاودانه خواهيد بود.» 62. هان! بهشت پاداش اولياى آنان است و در آن بىحساب روزى داده خواهند شد. هان! دشمنان آنان آن كسانىاند كه در آتش درآيند. و همانا نالهى افروزش جهنم را مىشنوند در حالى كه شعلههاى آتش زبانه مىكشد و زفير (صداى بازدم) جهنم را نيز درمىيابند. 63. هان! خداوند دربارهى ستيزگران با آنان فرموده: «هرگاه امتى داخل جهنم شود همتاى خود را نفرين كند». هشدار! كه دشمنان امامان همانانند كه خداوند دربارهى آنان فرموده: «هر گروهى از آنان داخلجهنم شود نگاهبانان مىپرسند: مگر برايتان ترسانندهاى نيامد؟! مىگويند: چرا ترساننده آمد ليكن تكذيب كرديم و گفتيم: خداوند وحى نفرستاده و شما نيستيد مگر در گمراهى بزرگ!» تا آنجا كه فرمايد: «هان! نابود باد دوزخيان!» 64. هان! ياران امامان در نهان، از پروردگار خويش ترسانند، آمرزش و پاداش بزرگ براى آنان خواهد بود. 65. هان مردمان! چه بسيارراه است ميان آتش و پاداش بزرگ! هان مردمان! خداوند ستيزهجويان ما را ناستوده و نفرين فرموده و دوستان ما را ستوده و دوست دارد. 66. هان مردمان! بدانيد كه همانا من انذارگرم و على مژدهدهنده. هان! كه من بيمدهندهام و على راهنما. هان مردمان! بدانيد كه من پيامبرم و على وصىّ من است. هان مردمان! بدانيد كه همانا من فرستاده و على امام و وصىّ پس از من است. و امامان پس از او فرزندان اويند. آگاه باشيد! من والد آنانم ولى ايشان از نسل على خواهند بود. بخش هشتم 67. آگاه باشيد! همانا آخرين امام، قائم مهدى از ماست. هان! او بر تمامى اديان چيره خواهد بود. هشدار! كه اوست انتقامگيرنده از ستمكاران. هشدار! كه اوست فاتح دژها و منهدمكنندهى آنها. 68. هشدار! كه اوست چيره بر تمامى قبايل مشركان و راهنماى آنان. هشدار! كه او خونخواه تمام اولياى خداست. آگاه باشيد! اوست ياور دين خدا. 69. هشدار! كه از دريايى ژرف پيمانههايى افزون گيرد. هشدار! كه او به هر ارزشمندى به اندازهى ارزش او، و به هر نادان و بىارزشى به اندازهى نادانىاش نيكى كند. هشدار! كه او نيكو و برگزيدهى خداوند است. هشدار! كه او وارث دانشها و حاكم بر ادراكهاست. 70. هان! بدانيد كه او از سوى پروردگارش سخن مىگويد و آيات و نشانههاى او را برپا كند. بدانيد همانا اوست باليده و استوار.بيدار باشيد! هموست كه [اختيار امور جهانيان و آيين آنان] به او واگذار شده است. آگاه باشيد! كه تمامى گذشتگان ظهور او را پيشگويى كردهاند. 71. آگاه باشيد! كه اوست حجّت پايدار و پس از او حجّتى نخواهد بود. درستى و راستى و نور و روشنايى تنها نزد اوست. هان! كسى بر او پيروز نخواهد شد و ستيزندهى او يارى نخواهد گشت. آگاه باشيد كه او ولىّ خدا در زمين، داور او در ميان مردم و امانتدار امور آشكار و نهان است. بخش نهم 72. هان مردمان! من پيام خدا را برايتان آشكار كرده تفهيم نمودم. و اين على است كه پس از من شما را آگاه مىكند. اينك شما را مىخوانم كه پس از پايان خطبه با من و سپس با على دست دهيد تا با او بيعت كرده به امامت او اقرار نماييد. 73. آگاه باشيد من با خداوند و على با من پيمان بسته و من اكنون از سوى خداى عزّوجل براى امامت او پيمان مىگيرم. «[اى پيامبر] آنانكه با تو بيعت كنند هرآينه با خدا بيعت كردهاند. دست خدا بالاى دستان آنان است. و هركس بيعت شكند، بر زيان خود شكسته، و آنكس كه بر پيمان خداوند استوار و باوفا باشد، خداوند به او پاداش بزرگى خواهد داد. بخش دهم 74. هان مردمان! همانا حج و عمره از شعائر و آداب و رسوم خدايى است. پس زائران خانهى خدا و عمره كنندگان بر صفا و مروه بسيار طواف كنند. هان مردمان! در خانهى خدا حج گزاريد؛ كه هيچ خاندانى داخل آن نشد مگر بىنياز شد و مژده گرفت، و كسى از آن روى برنگردانيد مگر بىبهره و نيازمند گرديد. 75. هان مردمان! مؤمنى در موقف (عرفات، مشعر، منا) نمانَد مگر اين كه خدا گناهان گذشتهى او را بيامرزد و بايسته است كه پس از پايان اعمال حج [با پروندهاى پاك] كار خود را از سر گيرد. هان مردمان! حاجيان دستگيرى شدهاند و هزينههاى سفرشان جبران مىشود و جايگزين آن به آنان خواهد رسيد. و البته خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نخواهد كرد. 76. هان مردمان! خانهى خدا را با دين كامل و دانش ژرفاى آن ديدار كنيد و از زيارتگاهها جز با توبه و بازايستادن [از گناهان] برنگرديد. 77. هان مردمان! نماز را بهپا داريد و زكات بپردازيد همانسان كه خداوند عزّوجل امر فرموده. پس اگر زمان بر شما دراز شد و كوتاهى كرديد يا از ياد برديد، على صاحب اختيار و تبيينكنندهى بر شماست. خداوند عزّوجل او راپس از من امانتدار خويش در ميان آفريدگانش نهاده. همانا او از من و من از اويم. و او و فرزندان من از جانشينان او، پرسشهاى شما راپاسخ دهند و آنچه را نمىدانيد به شما مىآموزند. 78. هان! روا و ناروا بيش از آن است كه من شمارش كنم و بشناسانم و در اينجا يكباره به روا فرمان دهم و از ناروا بازدارم. از اين روى مأمورم از شما بيعت بگيرم كه دست در دست من نهيد در مورد پذيرش آنچه از سوى خداوند آوردهام دربارهى على اميرالمؤمنين و اوصياى پس از او كه آنان از من و اويند. و اين امامت به وراثت پايدار است و فرجام امامان، مهدى است و استوارى امامت تا روزى است كه اوبا خداوندِ قدر و قضا ديدار كند. 79. هان مردمان! شما را به هرگونه روا و ناروا راهنمايى كردم و از آن هرگز برنمىگردم. بدانيد و آگاه باشيد! آنها را ياد كنيد و نگه داريد و يكديگر را به آن توصيه نماييد و در آن [احكام خدا ]دگرگونى راه ندهيد. 80. هشدار كه دوباره مىگويم: بيدار باشيد! نماز را بهپا داريد. و زكات بپردازيد. و امر به معروف كنيد و از منكر بازداريد. و بدانيد كه ريشهى امر به معروف اين است كه به گفتهى من [دربارهى امامت] برسيد و سخن مرا به ديگران برسانيد و غايبان را به پذيرش فرمان من توصيه كنيد و آنان را از ناسازگارى سخنان من بازداريد؛ همانا سخن من فرمان خدا و من است و هيچ امر به معروف و نهى از منكرى جز با امام معصوم تحقق و كمال نمىيابد. 81. هان مردمان! قرآن بر شما روشن مىكند كه امامان پس از على فرزندان اويند و من به شما شناساندم كه آنان از او و از مناند. چرا كه خداوند در كتاب خود مىگويد: «امامت را فرمانى پايدار در نسل او قرار داد...» و من نيز گفتهام كه: «مادام كه به قرآن و امامان تمسك كنيد، گمراه نخواهيد شد.» 82. هان مردمان! تقوا را، تقوا را رعايت كرده از سختى رستخيز بهراسيد همانگونه كه خداوند عزّوجل فرمود: «البته زمينلرزهى روز رستاخيز حادثهاى بزرگ است...» مرگ، قيامت، و حساب و ميزان و محاسبهى در برابر پروردگار جهانيان و پاداش كيفر را ياد كنيد. آن كه نيكى آورد، پاداش گيرد. و آن كه بدى كرد، بهرهاى از بهشت نخواهد برد. بخش یازدهم 83. هان مردمان! شما بيش از آنيد كه در يك زمان با يك دست من بيعت نماييد. از اين روى خداوند عزّوجل به من دستور داده كه از زبان شما اقرار بگيرم و پيمان ولايت على اميرالمؤمنين را محكم كنم و نيز بر امامان پس از او كه از نسل من و اويند؛ همانگونه كه اعلام كردم كه ذرّيّه من از نسل اوست. 84. پس همگان بگوييد: «البتّه كه سخنان تو را شنيده پيروى مىكنيم و از آنها خشنوديم و بر آن گردن گذار و بر آنچه از سوى پروردگارمان در امامت اماممان على اميرالمؤمنين و امامان ديگر - از صلب او - به ما ابلاغ كردى، با تو پيمان مىبنديم با دل و جان و زبان و دستهايمان. 85. با اين پيمان زندهايم و با آن خواهيم مرد و با آن اعتقاد برانگيخته مىشويم. و هرگز آن را دگرگون نكرده شكّ و انكار نخواهيم داشت و از عهد و پيمان خود برنمىگرديم. 86. [اى رسول خدا] ما را به فرمان خدا پند دادى دربارهى على اميرالمؤمنين و امامان از نسل خود و او، كه حسن و حسين و آنان كه خداوند پس از آنان برپا كرده است. 87. پس عهد و پيمان از ما گرفته شد از دل و جان و زبان و روح و دستانمان. هر كس توانست با دست وگرنه با زبان پيمان بست. و هرگز پيمانمان را دگرگون نخواهيم كرد و خداوند از ما شكست عهد نبيند. 88. و نيز فرمان تو را به نزديك و دور از فرزندان و خويشان خود خواهيم رسانيد و خداوند را بر آن گواه خواهيم گرفت. و هر آينه خداوند بر گواهى كافى است و تو نيز بر ما گواه باش.» 89. هان مردمان! چه مىگوييد؟ همانا خداوند هر صدايى را مىشنود و آن را كه از دلها مىگذرد مىداند. «هر آن كس هدايت پذيرفت، به خير خويش پذيرفته. و آن كه گمراه شد، به زيان خود رفته.» و هر كس بيعت كند، هر آينه با خداوند پيمان بسته؛ كه «دست خدا بالاى دستان آنهاست.» 90. هان مردمان! آنك با خداوند بيعت كنيد و با من پيمان بنديد و با على اميرالمؤمنين و حسن و حسين و امامان پس از آنان از نسل آنان كه نشانهاى پايدارند در دنيا و آخرت. 91. خداوند مكّاران را تباه مىكند و به باوفايان مهر مىورزد. «هر كه پيمان شكند، جز اين نيست كه به زيان خود گام برداشته؛ و هر كه بر عهدى كه با خدا بسته پابرجا ماند، به زودى خدا او را پاداش بزرگى خواهد داد.» 92. هان مردمان! آنچه بر شما برگفتم بگوييد و به على با لقب اميرالمؤمنين سلام كنيد و بگوييد: «شنيديم و فرمان مىبريم پروردگارا، آمرزشت خواهيم و بازگشت به سوى تو است.» و نيز بگوييد: «تمام سپاس و ستايش خدايى راست كه ما را به اين راهنمايى فرمود وگرنه راه نمىيافتيم...» - تا آخر آيه. 93. هان مردمان! هر آينه برترىهاى علىّبنابىطالب نزد خداوند عزّوجل ـ كه در قرآن نازل فرموده ـ بيش از آن است كه من يكباره برشمارم. پس هر كس از مقامات او خبر داد و آنها را شناخت او را تصديق و تأييد كنيد. 94. هان مردمان! آن كس كه از خدا و رسولش و على و امامانى كه نام بردم پيروى كند، به رستگارى بزرگى دست يافته است. 95. هان مردمان! سبقت جويان به بيعت و پيمان و سرپرستى او و سلام بر او با لقب اميرالمؤمنين، رستگارانند و در بهشتهاى پربهره خواهندبود. 96. هان مردمان! آنچه خدا را خشنود كند بگوييد. پس اگر شما و تمامى زمينيان كفران ورزند، خدا را زيانى نخواهد رسانيد. 97. پروردگارا، آنان را كه به آنچه ادا كردم و فرمان دادم ايمان آوردند، بيامرز. و بر منكران كافر خشمگير! و الحمدللّه ربّ العالمين. راست گفت پيامبر خدا كه سلام درود خدا بر او و خاندانش باد
پیام زده شده در: ۰:۰۰ چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۸۷
|
|
|
_________________
منو بارون تو و آفتاب شب و غم توی راه زندگی هم سفريم نکنه اسير تنهایی بشيم آسموني ها رو از ياد ببريم http://asemoni.com http://page17.ir |
||
انتقال
|
||
شما می توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوانها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیامهای خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیامهای خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما می توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایلها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید



انتقال
