MAHDI

صفحه اصلی---ظهور

ظهور

 

علائم و نشانه هاي ظهور حضر ت مهدي (عجل الله تعالی فرجه)

در مورد علائم ظهور ، روايات وارده گوناگون و منتنوع است و با زبانهاي مختلف سخن گفته است، زيرا بعضي از اين روايات جو اجتماعي و به ويژه وضع جوامع اسلامي را پيش از ظهور تشريح مي کند، و برخي ديگر حوادثي را که نزديک به ظهور واقع مي شوند، شرح مي دهد، برخي هم، بروز حوادث عجيب را بيان مي کنند.

چون ما را ياراي بررسي همه آنها نيست، علاقه مندان  مي توانند براي آگاهي تفصيلي به علائم ظهور، به کتب مفصله مراجعه کنند1. قهرا ما بايد شيوه ديگري را در پيش گيريم، لذا نخست به چند نکته اشاره مي کنيم، سپس به جو حاکم بر جوامع قبل از ظهور ميپردازيم و در آخر به برخي علائم حتيمه و غير حتيمه اشاره مي کنيم:

 

چند نکته:2

الف) رواياتي که در مورد علائم ظهور وارد شده و در کتب موجود است برخي يقيني نيستند ، بلکه خبر واحدي است که اشخاص مجهول الحال يا غير موثق آنها را نقل کرده اند، لذا نمي توان به مضمون آن اخبار اعتماد کرد.

 

ب) احاديث اهل بيت (عليهم السلام)علائم ظهور را به دو قسم تقسيم کرده اند: يکي از آنها علائم حتمي است که به هيچ قيد و شرطي مشروط نيست و قبل از ظهور بايد واقع شود. قسم دوم، يعني علائم غير حتمي حوادثي است که به طور مطلق و حتم از علائم ظهور نيست، بلکه مشروط به شرطي است که اگر آن شرط تحقق يابد، مشروط نيز متحقق مي شود و اگر شرط مفقود گردد، مشروط نيز تحقق نمي يابد و مصلحت بوده که به طور اجمال از علائم ظهور شمرده شود.

 

ج) علائم ظهور چيزهايي هستند که تا واقع نشوند حضرت صاحب الزمان ظاهر نمي شود و حدوث هر يک از آنها دليل است که ايام فرج تا اندازه اي نزديک شده ، اما دلالتي ندارد که بعد از حدوث آن علامت بلافاصله، حضرت صاحب الامر ظهور نمايد، ولي در مورد بعضي از آنها (مانند قيام سيد حسني و خروج سفياني و ...) تصريح شده است که مقارن ظهور آن حضرت واقع مي شو.

 

د) بعضي از علائم ظهور به طور اعجاز و خارق العاده واقع مي شوند تا صحت ادعاي مهدي موعود را تاييد کنند و فوق العادگي اوضاع را به جهانيان اعلام دارند. حکم اين علائم با ساير معجزات يکسان است و به صرف اينکه با جريان عادي سازگار نيست، نبايد آنها را مردود شناخت.

 

ه - نوعي از علائم ظهور در کتابها مشاهده مي شود که وقوع آنها عادتا محال به نظر مير سد، مانند اينکه گفته شده آفتاب از مغرب طلوع مي کند و يا خورشيد در نيمه ماه رمضان و در آخر آن ماه مي گيرد، در حالي که بر اهل فن پوشيده نيست که لازمه وقوع اينگونه حوادث اين است که نظم عالي به هم بخورد و حرکت منظومه شمسي تغيير يابد.

در توجيه چنين اخبار و علائم ظهوري دانشوران ما سخناني گفته اند، از جمله اينکه: مدرک اينگونه علائم، اخبار آحادي اند که نمي توانند مفيد يقين باشند. ديگر اينکه ممکن است گفته شود.

اساسا مي توان آنها را محصولات دستگاه بني اميه و بني عباس دانست، زيرا  در آن اوقات افرادي به عنوان مهدي موعود عليه دستگاه حاکمه وقت قيام کرده و بدين وسيله عده اي را دور خود جمع مي کردند . خلفاي وقت چون مي ديدند اصل احاديث مهدي قابل انکار نيست، از اين رو، حيله ديگري انديشيدند تا بدان وسيله مردم را منصرف سازند و کار نهضت علويين را مختل سازند، لذا علائم محال را جمع کردند تا مردم در انتظار آن علائم بنشينند و دعوت علويين را اجابت نکنند.

توجيه سوم اينکه اين احاديث صحيحه هستند و ترديدي در وقوع اين نشانه ها قبل از ظهور حضرت مهدي نيست، در آن صورت يا مي گوييم اين علائم به  طور اعجاز آميز واقع مي شوند تا فوق العادگي اوضاع را به جهانيان اعلام دارند و اسباب پيشرفت دولت حق را فراهم سازند.  چنانکه درروايات معتبر وارد شده که آفتاب براي يوشع بن نون، وصي حضرت موسي (عليه السلام) و علي بن ابي طالب وصي رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) بازگشت و عالمي هم به هم نخورد.

و يا اينکه مي گوييم مقصود از خورشيدي که از مغرب طلوع مي کند خود حضرت صاحب الامر است که آن خورشيد تابان از مغرب خود ظهور مي کند و از پس پرده غيبت بيرون مي آيد . اين يک تعبير کنايي باشد، چنانکه صعصعه در توضيح و تفسير حديث امير المومنين گفته است: (ان الذي يصلي خلفه عيسي بن مريم هو الثاني عشر من العتره التاسع من ولد الحسین بن علي و هو الشمس الطالعه من مغربها 3؛ آنکس که حضرت مسيح (عليه السلام) پشت سر او نماز مي گذارد دوازدهمين نفر از خاندان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نهمين نفر از فرزندان حسين بن علي (عليه السلام) است و اوست خورشيدي که از غروبگاه خود طلوع خواهد کرد. اگر این معنای کنایی منظور باشد هيچ مشکلی پيش نخواهد آمد .

 

جو حاکم قبل از ظهور:

در روايات بسياري وارد شده است که ظلم و جور جهان را فرا ميگيرد: (کما ملئت ظلما و جورا) و اساسا نخستين نشانه اي که با مشاهده آن مي توان نزديک شدن هر انقلابي (از جمله اين انقلاب بزرگ را) پيش بيني کرد گسترش ظلم و جور و فساد و تجاوز به حقوق ديگران و انواع مفاسد اجتماعي است. طبيعي است که اگر فشار از حد بگذرد انفجار رخ مي دهد ، زيرا انفجارهاي اجتماعي، همانند انفجارهاي مکانيکي به دنبال فشارهاي شديد و زايد از حد به وجود مي آيد.

در پاره اي از روايات ياد آوري شده که پيش از ظهور امام عصر (عليه السلام) به ويژه نزديک به ظهور او، حتي در جوامع اسلامي، فسق و فجور و انواع گناهان و زشتيها رواج کامل خواهد يافت؛ به عنوان نمونه به يک روايت از امام صادق (عليه السلام) اشاره مي کنيم که در آن بيش از پنجاه مفسده از انواع مفاسد ذکر شده که با توجه به اين نوع روايات که بسيارند، انسان به خوبي مي تواند وضع نابسامان و جو حاکم قبل از ظهور را به دست آورد و ائمه اطهار (عليهم السلام) همه اين مفاسد را جز علائم ظهور برشمردند. اينک معنا و مضمون و ترجمه يک روايت، آنانکه ميخواهند به متن اصلي و کامل اين روايت نظر کنند به کتاب بحار، جلد 52 از صفحه 256 تا صفحه 260 مراجعه کنند، چون در آن روايت مطالب گفته شده بيش از آن است که ما در اينجا مي آوريم، چرا که ما در واقع تلخيص کرده ايم.

 

امام صادق (عليه السلام) به يکي از يارانش در مورد عصر قبل از ظهور و اينکه فرج در چه زماني واقع مي شود، فرمود:

1-                             هنگامي که ببيني ظلم و ستم، همه جا را فرا گيرد.

2-                             قرآن فرسوده و بدعتها از روي هوا و هوس در مفاهيم آن آمده است.

3-                             آيين خدا (عملا) بي محتوي شده، همانند ظرفي که آن را واژگون سازند.

4-                             اهل باطل بر اهل حق پيشي بگيرند.

5-                             مردان به مردان و زنان به زنان قناعت کنند.

6-                             افراد (به ظاهر ) با ايمان، سکوت اختيار کنند.

7-                             کوچکترها احترام بزرگترها را رعايت نکنند

8-                             پيوند خويشاوندي بريده شود.

9-                             مداحي و چاپلوسي فراوان شود.

10- آشکارا شراب نوشيده شود.     

11- راههاي خير منقطع و راههاي شر مورد توجه قرار بگيرد.

12- حلال حرام شده و حرام مجاز شمرده شود.

13- قوانين و فرمانها ي ديني طبق تمايلات اشخاص تفسير گردد.

14- از افراد با ايمان چنان سلب آزادي شود که جز با دل نتوانند ابراز تنفر کنند.

15- سرمايه هاي عظيم در راه خشم خدا (و فساد و ابتذال و و يراني) صرف گردد.

16- رشوه خواري در ميان کارکنان دولت رايج گردد.

17- پستهاي حساس به مزايده گذارده شود.

18- (بعضي از مردان ) از خود فروشي زنان خود ارتزاق کنند.

19- قمار آشکار گردد (حتي در پناه قانون).

20- سرگرميهاي ناسالم چنان رواج پيدا کند که هيچ کس جرات جلوگيري از آن را نداشته باشد.

21- شنيدن حقايق قرآن بر مردم گران آيد، اما شنيدن باطل سهل و آسان.

22- همسايه، همسايه خود را از ترس زبانش احترام کند.

23- مساجد را به زيورها بيارايند.

24- براي غير خدا به حج خانه خدا بشتابند.

25- مردم، سنگدل شوند (و عواطف بميرد).

26- مردم طرفدار کسي باشند که پيروز است. (خواه بر حق باشد يا باطل)

27- آنها که به دنبال حلال هستند نکوهش شوند و انها که به دنبال حرامند، مدح گردند.

28- آلات لهو و لعب (حتي) در مکه و مدينه آشکار شود.

29- اگر کسي اقدام به امر به معروف و نهي از منکر کند به او توصيه مي کنند که اين کار وظيفه تو نيست!

30- مساجد پر شود از کساني که از خدا نمي ترسند.

31- تمام همت مردم شکم و فرجشان است.

32- امکانات مادي و دنيوي فراوان شده و دنيا به مردم روي آورد.

33- زنان خود را در اختيار افراد بي ايمان بگذارند.

34- پرچمهاي حق پرستي فرسوده و کهنه گردد.

35- ويرانگري (به وسيله جنگها) بر عمران و آبادي پيشي گيرد.

36- زندگي بعضي از مردم، تنها از طريق کم فروشي تامين شود.

37- کساني هستند با سرمايه فراوان، در حالي که در عمرشان حتي يک مرتبه زکات نپرداخته اند.

38- مردم، عصرها در حال نشئه و صبحگاهان مستند.

39- مردم، همه به يکديگر نگاه مي کنند و از فاسدان شرور تقليد مي نمايند.

40- هر سال فساد و بدعتي نو پيدا شود.

41- مردم و محافل همه پيرو ثروتمندان خود خواه شوند.

42- در حضور جمع، همانند بهائم مرتکب اعمال جنسي شوند.

43- اموال زياد در غير راه خدا صرف مي کنند، اما در راه خدا از کم نيز مضايقه دارند.

44- افرادي پيدا مي شوند که اگر يک روز گناه کبيره انجام ندهند، غمگينند.

45- حکومت به دست زنان مي افتد.

46- نسيمها به سود منافقان مي وزد و هيچ جرياني به سود افراد با ايمان ندارد.

47- دادرسان بر خلاف فرمان خدا قضاوت مي کنند.

48-بر فراز منابر دعوت به تقوا مي شود، ولي دعوت کننده خود به آن عمل نمي کند.

49- مردم نسبت به  وقت نماز بي اعتنا شوند.

50- کمک به نيازمندان با توصيه و پارتي بازي صورت مي گيرد، نه براي خدا.

وقتي ببيني همه اين امور واقع شود، در چنين زماني مراقب خويش باش و از خدا تقاضاي نجات و رهايي از وضع ناهنجار کن4 (که فرج نزديک است).

آنچه گفته شد درضمن يک روايت بيان شده که تازه ما برخي جملات حديث را ترجمه نکرديم. اين است وضع موجود و جو حاکم قبل از ظهور، وقتي زنامه به اينجا رسيد و مردم تا اين حد سقوط کردند، آنگاه فرج حاصل شده و مهدي فاطمه براي نجات بشريت ظهور خواهد کرد. اين همه، تفصيل آن مجملي است که در روايات عديده گفته شده که (بعد ما ملئت ظلما و جورا) وقتي عالم اين چنين شد، مصداق اين حديث خواهد بود، آنگاه سرور عالميان مي آيد و اين عالم ظلماني را به عالمی نوراني مبدل مي سازد و مصداق (يملا الارض قسطا و عدلا) قرار مي دهد. (اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اوسع منهجه)

 

علائم حتميه:

چنانکه قبلا اشاره شد، علائم حتيمه آن است که به هيچ شرط و قيدي مشروط نيست و حتما قبل از ظهور حضرت واقع مي شود.

بزرگان و مشايخ ما درکتب مربوطه علائم حتميه و غير حتميه را يکي پس از ديگري ذکر کرده اند و ماخذ و منبع آنها نيز اخبار اهل بيت (عليهم السلام) است که ائمه به تفصيل در مورد علائم و نشانه هاي ظهور سخن گفته اند، مخصوصا امير المومنين (عليه السلام) در خطبه معروف خود به نام (خطبه البيان) و امام صادق (عليه السلام) در حديث (مفضل بن عمر) و غيره . ما نيز در حد گنجايش اين کتاب به بعضي از آن علائم حتمي و غير حتمي اشاره مي کنيم. براي آگاهي بيشتر به کتب مفصله مراجعه کنيد5.

 

تذکر: ذکر اين نکته لازم است که ترتيبي که ما در اينجا اتخاذ کرده ايم ترتيب ذکري است نه حقيقي، يعني اين چنين نيست که چيزي که ما در شماره اول ذکر کرديم در خارج عم علامت اول باشد، بلکه مقصود صرفا ذکر شماره علائم حتميه و غير حتميه است، نه توجه به ترتيب وقوع آن در واقع و خارج.

 

1-               خروج دجال: خروج دجال مقارن با ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) است و  خروج او در روايات جز علائم حتميه شمرده شده است و خروج او امتحان سختي براي بشر خواهد بود. او انچنان فتنه اي بر پا کند که در تاريخ سابقه نداشته باشد. او پس از خروج، نخست ادعاي نبوت کرده، سپس ادعاي الوهيت مي نمايد و اطرافيان او از فساق و فجار و اهل زنا وزنازادگان هستند که در اطراف او جمع مي شوند. سرانجام، پس از نزول حضرت عيسي (عليه السلام) از آسمان و خواندن نماز پشت سر امام زمان، دجال به دست او کشته مي شود.

2-               صحيه و نداي آسماني: بر اساس روايات وارده، پس از ظهور امام در مکه بانگي بسيار مهيب و رسا از آسمان شنيده مي شود که امام را به اسم و نسب به همگان معرفي مي کند و به مردم توصيه مي کند که با امام بيعت کنند تا هدايت يابند و مخالفت او نکنند که گمراه مي شوند.

مفضل بن عمر از حضرت صادق (عليه السلام) روايت کرده که آن حضرت فرمود: چون حضرت مهدي (عليه السلام) داخل مکه شود و در جانب خانه کعبه ظاهر گردد، چون آفتاب طلوع کند از پيش قرص آفتاب منادي از آسمان ندا کند، به گونه اي که همه اهل زمين و آسمان بشنوند که ، اي گروه خلايق آگاه باشيد که اين مهدي آل محمد است.و ا و را با نام و کنيه جدش رسول خدا ياد نمايد و نسب مبارک او را به پدرش امام عسگري و آباي گرامش تا علي بن ابيطالب (عليه السلام) مي رساند، چنان نام و نسب حضرت را بيان کند که همه مردم از شرق و تا غرب عالم بشنوند و بگويد: با او بيعت کنيد تا هدايت شويد و مخالفت حکم او ننمايد که گمراه خواهيد شد پس ملائکه و نقباي انس و جن لبيک گويان از شهرها و قريه هاي خود خارج مي شوند و مي گويند: شنيديم و اطاعت کرديم و همه از شرق و غرب عالم به سوي مکه روي مي آوردند تا به محضر مهدي برسند.

چون نزديک غروب آفتاب شود، از طرف غرب شيطان فرياد نمايد که اي گروه مردمان،  پروردگار شما در وادي يابس وارد شده و ا و عثمان بن عنبسه از فرزندان يزيد بن معاويه بن ابي سفيان است، با او بيعت نماييد تا هدايت يابيد و با او مخالفت نکنيد که گمراه مي شويد، پس ملائکه و نقباي جن و انس او را تکذيب کنند، ولي منافقان و اهل تشکيک و گمراهان، با آن ندا گمراه خواهند شد.

البته نداي ديگري نيز در روايت نقل شده که آن (ندا) قبل از ظهور حضرت حجت است و آن هم در رديف علائم حتمي است و آن ندا در شب 23 ماه مبارک رمضان است که همه مردم شرق و غرب عالم آن را خواهند شنيد و آن منادي جبرئيل است که با آواز بلند ميگويد (الحق مع علي و شيعته ؛ حق با علي و شيعه اوست) شيطان نيز در وسط روز در ميان آسمان و زمين ندا مي دهد، به گونه اي که همگان بشنوند: (الحق مع عثمان و شيعته; حق با عثمان و شيعه اوست).

به هر حال، دو نداست که از حتميات است و در برابر هر نداي حقي، يک نداي باطل از طرف  شيطان داده مي شود، البته هر ندايي لبيک گويان مخصوص به خود را دارد.

 

3-               خروج سفياني: از جمله علامات حتمي که پيشوايان معصوم ما بر آن بسيار تاکيد کرده و صريح و روشن بيان فرموده اند: خروج سفياني است. سفياني طبق پاره اي از روايات، مردي اموي و از نسل يزيد بن معاویه بن ابي سفيان و از پليد ترين مردم است، نامش (عثمان بن عنبسه) است و با خاندان نبوت و امامت و شيعيان دشمني ويژه اي دارد . سرخ چهره و کبود چشم و آّبله رو و بد منظر و ستمگر و خيانتکار است، از سرزمين شام قيام مي کند و به سرعت پنج شهر دمشق، فلسطين، اردن ، حمص و قنسرين، را تصرف مي کند و با سپاهي بزرگ به سوي کوفه در عراق مي آيد و در شهرهاي عراق، به ويژه در نجف و کوفه جنايات بزرگي مرتکب مي شود، و سپاهي ديگر به سوي مدينه مي فرستد. سپاه سفياني در مدينه به قتل و غارت مي پردازند و از آنجا به سوي مکه مي روند. اين سپاه در بين مکه و مدينه به فرمان خداي متعال به زمين فرو مي روند، آنگاه امام قائم (عليه السلام) پس از جرياناتي از مکه به مدينه و از مدينه به سوي عراق و کوفه مي آيد و سفياني از عراق به شام و دمشق فرار مي کند. امام سپاهي را به تعقيب او روانه مي کند که سرانجام او را در بيت المقدس هلاک کرده و سرش را جدا مي سازد.

4-               خسف بيدا: در روايات وارده از طرق اهل بيت (عليهم السلام) از جمله علائم حتمي فرو رفتن لشگر سفياني در بيداست که امام صادق (عليه السلام) فرمود : اين از محتويات است که تغيير و تبديل در آن راه ندارد و داستانش همان بود که در ذيل علامت سوم بيان شد.

 

5-               قتل نفس زکيه: امام صادق (عليه السلام) فرمود: يکي از علائم ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) کشته شدن غلامي از آل محمد در بين رکن و مقام است که نامش محمد بن حسن نفس زکيه است. در خبري ديگر وارد شده که بين قتل او و آمدن حضرت تنها پانزده روز فاصله است و د ر خبر ديگر آمده که اين نفس زکيه از ياران و اصحاب حضرت مهدي است که آن حضرت او را قبل از ظهور خود مي فرستند که به مردم بشارت ظهور مي دهد، ولي اهل مکه او را در بين رکن و مقام مي کشند.

 

6-               خروج سيد حسني: براساس  روايات وارده ، سيد حسني مردي خوش سيما و از بزرگان شيعه است که در ايران و از ناحيه ديلم و قزوين (کوهستانهاي شمالي قزوين که يک قسمت آن ديلمان نام دارد) خروج و قيام مي کند. مردي خداجو و بزرگوار است که ادعاي امامت و مهدويت ندارد و فقط مردم را به اسلام و روش ائمه معصومين (عليهم السلام) دعوت مي نمايد. کارش بالا مي گيرد و پيروان بسيار پيدا مي کند و از محل خود تا کوفه را ازظلم و جور و فسق و فجور پاک مي سازد. مطاع  و رئيس است و مانند سلطان عادلي حکومت ميکند. هنگامي که با سپاهيان و ياران خود در کوفه است به او خبر مي دهند که امام قائم (عليه السلام) با ياران و  پيروان خود  به نواحي کوفه آمده است ، سيد حسني با لشکريان خود با امام (عليه السلام) ملاقات مي کند امام صادق (عليه السلام) فرمود که سيد حسني امام را مي شناسد، اما براي آنکه به ياران و پيروان خود امامت و فضايل امام را ثابت کند، آشنايي خود را آشکار نمي سازد و از امام مي خواهد که دلايل امامت و مواريثي که از پيامبران نزد اوست ارائه دهد. امام (عليه السلام) آنها را ارائه داده و معجزاتي آشکار مي فرمايند. سيد حسني با امام بيعت مي کند و پيروان او نيز بيعت مي کنند، به جز گروهي حدود چهار هزار نفر که نمي پذيرند و به امام نسبت سحر و جادوگري مي دهند. پس از سه روز موعظه و نصيحت، چون نمي پذيرند و ايمان نمي آورند، امام دستور قتل آنها را صادر مي فرمايند و همه آنان به فرمان امام کشته مي شوند.

 

7-               کسوف در نيمه ماه رمضان و خسوف در آخر آن: بر اساس روايات وارده از طرق اهل بيت (عليهم السلام) از جمله علائم حتمي، گرفتگي آفتاب در وسط ماه رمضان و گرفتگي ماه در آخر آن است. طبق نقل شيخ طوسي امام باقر (عليه السلام) فرمودند که : پيش از قيام قائم (عليه السلام) دو علامت ظاهر مي شود که مانند آنها از وقت هبوط آدم بر روي زمين تا آن زمان واقع نشده است : يکي کسوف شمس در نيمه رمضان و ديگري خسوف قمر در آخر آن . در آن حال مردي گفت: يابن رسول الله قاعده چنان است که آفتاب در آخر ماه و ماه در نيمه آن گرفته شود؟ فرمود: به آن چه مي گويي دانا هستم، ولي اينها دو علامت و آيتي هستند که از وقت فرود آمدن آدم بر روي زمين تا به حال واقع نشده است و در حديث ديگري نيز در کتب مفصله نقل شده که اهل تحقق مي توانند به آن کتب مراجعه کنند. مهمترين آنها همانهايي بود که ما نقل کرده ايم، البته ممکن است در برخي علائم حتميه نيز بداء حاصل شود و واقع نگردند و العلم عندالله.

 

علائم غير حتميه:

منظور از علائم غير حتمي، علائمي است که مشروط به شرايط اند، لذا ممکن است شرايط آنها مهيا شود و واقع شوند و ممکن است شرايط محقق نشود و واقع نگردند.

ضمنا ممکن است بعضي از اين علائم در طول زمان واقع شده و برخي ديگر در آينده واقع گردند، زيرا بسياري از امور به عنوان علائم ظهور شمرده شده که سالها پيش واقع شده اند، مانند انقراض دولت بني عباس، ولي بايد دانست که تنها برخي علائم «مانند: خروج سفياني و دجال و سيد حسني و نداي آسماني» در ايامي قريب به ظهور حضرت رخ مي دهند وگرنه بسياري از علائم، علائم بعيده هستند که ممکن است بين وقوع آنها و ظهور حضرت فاصله اي طولاني باشد، منظور ائمه طاهرين از بيان اين گونه مسائل به عنوان علائم، اين بود که اين امور قبل از ظهور واقع مي شوند، اما دور يا نزديک مد نظر نبوده است.

به هر حال، اموري را که در کتب مربوطه به عنوان علائم غير حتميه نوشته اند، عبارتند از:

 

1-               تمامي آنچه در جو حاکم قبل از ظهور گفته شد مبني بر اين که مردم از لحاظ عقايد  و رفتارو گفتار چگونه خواهند شد، جو حاکم بر جوامع چه خواهد بود، ظلم وجور همه جا را فرا گرفته و معصيت خدا رائج مي شود، چون اين مسائل در ذيل مطلب دوم بيان شد، از نقل مکرر آن صرف نظر مي کنيم.

2-               ادعاي نبوت از سوي شصت نفر: در روايات وارد شده که قبل از ظهور حضرت ولي عصر شصت نفر از کذابين در روي کره زمين ادعاي نبوت مي کنند و مردم را به خود و شريعت خود مي خوانند که تاکنون عده اي مانند: مسيلمه کذاب، زني به نام «سجاج» سيد علي محمد باب و ... ادعاب نبوت کرده اند و ممکن است عده اي ديگر در آينده چنين ادعايي را داشته باشند.

3-                             ادعاي امامت از سوي دوازده نفر از سادات

4-                             مسجد قرار دادن قبرستانها

5-                             خرابي شهر بغداد بعد از آبادي کامل

6-                             خراب شدن ديوار مسجد کوفه

7-                             جريان نهري از شط فرات از وسط شهر کوفه

8-                             آباد شدن شهر کوفه پس از خراب شدن آن

9-