MAHDI

صفحه اصلی---مهدویت

مهدویت

 

اصالت مهدويت از ديدگاه استاد شهيد مطهري

 نويسنده : محترم شِكَريان           

 

فهرست موضوعات

فصل اول : مهدويت عقيده اي مشترك

فصل دوم: مهدويت در قرآن و حديث هاي نبوي(صل الله عليه و اله)

فصل سوم: انتظار و ويژگي هاي انتظار بزرگ

فصل چهارم: ويژگي هاي ياران حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه)

 

فصل اول : مهدويت عقيده اي مشترك

اعتقاد به مهدويت در دين هاي غير اسلامي

مسأله ي «موعود» از قرن ها پيش از ظهور اسلام، مطرح بوده است. در كتاب هاي پيامبران ، نوشته ها و آثار گوناگون بر جاي مانده از حكيمان و فرزانگان پيشين ، به اين امر – يعني ظهور منجي بزرگ جهاني در آخرالزمان -  تصريح با اشاره شده است.

عقيده به «مهدي» (مصلح بزرگ جهاني) در آيين زرتشت ، بودا، يهود، مسيحيت و ...... به عنوان يك اصل مسلم و قطعي مطرح بوده است. پيامبران و رهبران مذهبي گذشته به پيروانشان آمدن مصلح كل و تشكيل دهنده ي حكومت واحد جهاني را بشارت و به مظلومان ، ستم ديدگان، مستضعفان و بيچارگان ، سپري شدن فصل چپاول و غارت و هزيمت ستم پيشگان بي رحم و فرا رسيدن فصل شكوفايي عدالت و پياده شدن قانون مقدس الهي در سراسر گيتي را نويد داده اند.

استاد مطهري «مهدويت» را به عنوان فلسفه ي بزرگ جهاني معرفي كرده است و علت آن را، جهاني بودن دين اسلام و تشيّع مي داند.1 جهاني شدن دين اسلام يكي از ويژگي هاي همان انتظار بزرگي است كه استاد آن را ذكر مي كند. استاد شهيد با استناد به آيه ي شريفه ي : (و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر انّ الارض يرثها عبادي الصالحون)2 مي فرمايد : «در اين آيه، صحبت از زمين است ، نه صحبت از اين منطقه و آن منطقه و اين قوم و آن نژاد».3

انديشه ي پيروزي نهايي حق بر باطل و استقرار كامل و همه جانبه ي ارزش هاي انساني و تشكيل مدينه ي فاضله و جامعه ي ايده آل توسط شخصيتي مقدس و عالي قدر، انديشه اي است كه از ديدگاه بسياري از دانشمندان و صاحب نظران از جمله استاد مطهري، مورد اتفاق همه ي فرقه ها و مذهب ها است.4

در كتاب «اوستا» و «زند» زرتشتيان ، «شاكموني» و «دير» هنديان ، «دداتك» و «پاتيكل» برهماييان، كتاب هاي مقدس بوداييان ، «مزامير زبور» منسوب حضرت داود(عليه السلام) ، فصل هاي «تورات» منسوب به حضرت موسي(عليه السلام)، شعرهاي انجيل منسوب به حضرت عيسي(عليه السلام) و ..... سخن از ظهور منجي بشر و مصلح كل و بر هم زننده ي بساط ظلم و ستم و تشكيل دهنده ي حكومت واحد جهاني مبتني بر پايه هاي عدالت داده شده است . در هر يك از آيين ها، اديان، مكتب ها ، ملت ها، و قوم ها با تعبيرهاي مناسب با فرهنگ خود از مهدي نام برده شده است.

«در آيين زرتشت از او به نام «سوشيانت» يا «سوشيانس» نجات دهنده بزرگ جهان، در ميان يهوديان به نام «ماشيح» مهدي بزرگ ، در آيين هندي به نام «آواتارا» در آيين بودايي به نام «بوداي پنجم» و در ميان برهمائيان به نام «وشيئو» و در كتاب «شاكموني» از كتب مقدس هنديان به نام «فرزند سيد خلايق دو جهان» و در كتاب مقدس «دداتك« برهمائيان به نام آخرين وصي ممتاط «محمد» و در كتاب پاتيكل به نام «راهنما» و هادي و مهدي تعبير نموده اند. اهالي صربستان در انتظار «ماركوكراسيويچ» ساكنان جزاير انگلستان در انتظار «ارتور» و ايرانيان باستان در انتظار «گرزاسپر» يويانيان در انتظار «كالويبرگ» ، اقوام اسكانديناوي در انتظار «اودين» ، اقوام اروپاي مركزي در انتظار «بوخص» و اقوام آمريكاي لاتين در انتظار «كوتز لكوتل» و چينيها در انتظار «كرشنا» بسر برده اند5.

بنابراين هم چنان كه استاد مطهري مي فرمايد مسأله ي باور داشت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) و مصلح واقعي و تشكيل دهنده ي حكومت واحد جهاني ، يك اصل قطعي و مسلّم و پذيرفته شده ميان پيروان دين ها و مذهب ها بوده است . لكن اختلاف در تطبيق «مهدويت» بر اين يا آن فرد بوده است.

نويسنده ي كتاب «خورشيد مغرب» چند كتاب از نسخه هاي عهدين كه در آن سخناني در باره ي موعود آمده است را چنين ذكر مي كند: «كتاب دانيال پيامبر، كتابي حجّي يا حكّاي پيامبر، كتاب صَفَنياي پيامبر، كتاب اشعياي پيامبر، همچنين در آثار دين مسيحيت نيز اين بشارتها آمده است از جمله: انجيل متّي ، انجيل لوقا، انجيل مرقُس ، انجيل برنابا ، مكاشفات يوحنّا».6

شايد به دليل همين حضور در فرهنگ هاي گوناگون و باورها و كتاب هاي امت ها و ملت هاست كه در يكي از زيارت هاي حضرت حجت (عجل الله تعالي فرجه) چنين آمده است: «السلام علي مهدي الامم و جامع الكلم».

آيه هايي از قرآن كريم نيز دلالت بر جهاني بودن مهدويت  دارد. از جمله در تفسير آيه ي شريفه ي (قال لو انّ لي بكم قوهً او آوي الي ركن شديدٍ)؛7 لوط گفت اي كاش در برابر شما قدرتي داشتم با تكيه گاه و پشتيبان محكمي در اختيارم بود. عياشي به سند خود از صالح به سعيد از امام صادق (عليه السلام) روايت كرده است كه آن حضرت در باره ي اين آيه ي كريمه فرمود: (يعني) نيروي حضرت قائم و «ركن شديدٍ» ،‌ همان سيصد و سيزده تن ياران اويند.

همچنين آيه ي شريفه ي (و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذّكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون)؛8  براستي كه ما پس از نوشتن در ذكر، در زبور نيز نگاشتيم كه همانا بندگان صالح من زمين را به ارث خواهند برد، علي بن ابراهيم در تفسيرش – منسوب به امام(عليه السلام) – فرمود: «تمام كتاب هاي آسماني ، ذكر خداست و مراد از (اَن الارض يرثُها عبادي الصالحون» حضرت قائم و اصحاب اويند».

 

باورداشت مهدويت در فرقه ها و مذهب هاي اسلامي

استاد مطهري ضمن يادآوري «متواتر بودن» مهدويت در حديث ها ، به دو عامل مهم براي هم عقيده بودن فرقه ها و مذهب هاي اسلامي در اين باره اشاره مي كند:

1- اين انديشه بر حسب اصل و ريشه قرآني9 است.

2- اين انديشه بيش از هر چيز مشتمل بر عنصر خوش بيني نسبت به جريان كلي نظام طبيعت و سير تكامل تاريخ و اطمينان به آينده و طرد عنصر بدبيني نسبت به پايان كار بشر است». 10

استاد شهيد هم عقيده بودن فرقه ها و مذهب هاي اسلامي در اين كه مصلح آخرالزمان، حضرت حجه بن الحسن العسكري(عليه السلام) است و نيز تواتر روايت هايي كه در اين زمينه نقل شده است را بيان مي فرمايد:

الف) هم عقيده بودن فرق و مذاهب اسلامي

اين مسأله هم در حوزه كلامي شيعه و هم د رحوزه مذاهب غير شيعي قابل توجه است. از آنجا كه تعداد كتب و تأليفات علماي شيعه كه صفات وخصوصيات حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) را ذكر نموده اند، بسيار زياد است و ذكر نام همه آنها باعث پر حجم شدن اين نوشتار مي شود تنها به ذكر تعداد احاديث، بسنده مي شود.

1- بر اساس 389 حديث، حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) از خاندان و ذريه پيامبر اكرم(صل الله عليه و اله) است.

2- بر اساس 48 حديث، هم نام و هم كنيه پيامبر(صل الله عليه و اله) و شبيه ترين مردم به آن حضرت است.

3- 21 حديث در زمينه شمايل و چهره مبارك حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) وارد شده است.

4- بر اساس 214 حديث ، آن حضرت از فرزندان اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) است.

5- بر اساس 192 حديث از فرزندان حضرت فاطمه(س) است.

6- بر اساس 107 حديث از فرزندان حسن و حسين(عليه السلام) است.

7- بر اساس 185 حديث از فرزندان امام حسين(عليه السلام) است.

8- بر اساس 148 حديث نهمين فرزند از فرزندان امام حسين(عليه السلام) است.

9- بر اساس 185 حديث از فرزندان زين العابدين(عليه السلام) است.

10- بر اساس 103 حديث، هفتمين فرزند از فرزندان حضرت باقر(عليه السلام) است.

11- بر اساس 99 حديث ، ششمين فرزند از فرزندان امام جعفر صادق(عليه السلام) است.

12- بر اساس 98 حديث پنجمين فرزند از فرزندان موسي بن جعفر(عليه السلام) است.

13- بر اساس 95 حديث چهارمين فرزند از فرزندان حضرت رضا(عليه السلام) است.

14- بر اساس 60 حديث سومين فرزند از فرزندان امام محمدتقي(عليه السلام) است.

15- بر اساس 146 حديث ، جانشينِ جانشين امام علي النقي و پسر امام حسن عسكري (عليه السلام) است.

16- بر اساس 147 حديث اسم پدرش حسن است.

17- بر اساس 9 حديث، مادرش سرور كنيزان و بهترين ايشان است.

18- بر اساس 136 حديث دوازدهمين امام وخاتم امامان است.

19- بر اساس 10 حديث داراي دو غيبت است، غيبت صغري و غيبت كبري.

20- بر اساس 91 حديث غيبتش چنان طولاني خواهد شد كه مردم ضعيف الايمان و كم معرفت، دچار شك وترديد مي شوند.

21- بر اساس 318 حديث بسيار طويل العمر است.

22- بر اساس 123 حديث زمين را پر از عدل و داد مي كند، بعد از آن كه پر از ظلم وجور شده باشد.....»11

 

اعتقاد به مهدويت منحصر به شيعه نيست12

باور داشت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) را در سرتاسر آفاق زماني و مكاني اسلام و بسيار فراتر از حوزه ي باورها و فرهنگ تشيع بايد جستجو كرد: در ميان كتابها و تأليف ها ، مسجدها و مدرسه ها ، در ميان مشايخ و استادان حديث، مفسران و محدثان ، مورخان و نسابگان ، رجال نويسان وتراجم نگاران ،‌اديبان و لغويان و فيلسوفان و شاعران.

بسياري از عالمان اهل سنت همانند: ترمذي صاحب «السنن» (م 297) ، ابوجعفر عقيلي صاحب «الضعفاء الكبير» (م 322)، بيهقي (م 671)، قرطبي (م 671) ، ابن كثير (م 774) ،‌ ابن حجر عسقلاني (م 852)، سيوطي (م 911) و ..... نيز به صحّت يا به متواتر بودنِ احاديث مربوط به حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) تصريح نموده اند.

فاضل معاصر سيد ثامر عميدي در كتاب گران سنگ خويش «دفاع عن الكافي» نام بيش از پنجاه نفر از عالمان مشهور اهل سنت را ذكر نموده است كه تصريح به صحت و يا تواتر روايت هاي مربوط به حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) كرده است.13

متقي هندي (م 975) مي نويسد: «علماي مذاهب چهارگانه شافعي ، حنفي ، مالكي و حنبلي ، در صحت احاديث مهدي(عجل الله تعالي فرجه) اتفاق نظر دارند و معتقدند كه واجب است تمام مسلمانان بر اين موضوع ايمان بياورند.»14

ابن خلدون مي نويسد: بين همه ي اهل اسلام در طول تاريخ مشهور است كه در آخرالزمان مردي از اهل بيت(عليه السلام) به نام مهدي قيام خواهد نمود و دين اسلام را ياري و عدالت را گسترش خواهد داد وتمام مسلمين از او متابعت نموده و بر تمام ممالك اسلامي چيره خواهند شد.15

زبيدي مي نويسد: مهدي ، نام كسي است كه رسول اكرم(صل الله عليه و اله) بشارت آمدن او را داده است، جعلنا الله من انصاره.16

حافظ شيخ منصور علي ناصف مي نويسد: در ميان تمام طبقات عالمان ودانشمندان مشهور است كه در آينده مردي به نام مهدي ظهور خواهد كرد و كليه ي كشورهاي اسلامي را تحت چيره ي خود درخواهد آورد و موجب گسترش عدالت در ميان مردم خواهد شد. وي سپس اضافه مي كند: حديث هاي مهدي را گروهي از نيكان صحابه نقل كرده و بزرگان محدثين مانند: ابن داوود ، ترمذي ، ابن ماجه، طبراني ، ابوبعلي ، احمد بن حنبل و حاكم نيشابوري در كتابها و نوشته هاي خود آورده اند. تواتر خبرهاي مهدي بر همگان روشن است و هر كس كه كوچكترين آگاهي و ذره اي ايمان و اندكي انصاف داشته باشد نمي تواند اين قضيه را انكار نمايد.17

مسأله ي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) در قلمرو فرهنگ مذهبي اهل سنت نيز به نحو مبسوط بحث شده و در اين زمينه، مستقلاً يا ضمناً كتاب ها و مقاله هاي زيادي به رشته ي تحرير در آمده است. در معتبرترين كتاب هاي اهل سنت مانند «الرساله» از محمد بن ادريس شافعي ، ريئس مذهب شافعيه (م 204) ،‌ «مسند احمد بن حنبل» رئيس مذهب حنابله (م 241) ، «صحيح بخاري» از محمد بن اسماعيل بخاري ، (م 259) ، «صحيح مسلم» از مسلم بن حجاج (م 261) ، «سنن ابن ماجه» از محمد بن يزيد بن ماجه ي قزويني (م 275)، «سنن ابي داود» از ابوداود سليمان بن اشعث، «صحيح ترمذي» از محمد بن عيسي ترمذي (م 279) و ..... ويژگي هاي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) و نشانه هاي ظهور آن حضرت، حكومت جهاني و چيرگي ايشان بر عالم، مطرح گرديده است.18

عالمان اهل سنت به اين مقدار كه در كتاب هاي گوناگون خود ،‌ حديث هاي مربوط به مهدي(عجل الله تعالي فرجه) را بياورند و سندهاي آن حديث ها را ضبط كنند و مسايل و سخناني در اين باره بنگارند بسنده نكرده اند. بلكه – همانند عالمان شيعه – كتاب هايي چند ، ويژه ي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) و احوال او، تأليف كرده اند. وسعت دامنه ي اين نوشته ها، قطعيت امر مهدي (عجل الله تعالي فرجه) را در اسلام به خوبي مي رساند و اثبات مي كند كه مهدي (عجل الله تعالي فرجه) همان امامي است كه با نشانه هايي در خود و علايمي پيش از ظهور و مقارن ظهور و پس از ظهورش مشخص و معين شده است. در كتاب «امام مهدي از ولادت تا ظهور» پنجاه و چهار منبع ، مأخذ، مدرك  و سند تاريخي ذكر شده است كه دانشمندان و محدثان اهل سنت پيرامون شخصيت والاي حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) نگاشته اند.19

نويسنده ي كتاب «خورشيد مغرب» بيست كتاب از اهل سنت را در اين باره شمرده است.20  كه به عنوان نمونه نام چند كتاب را ذكر مي شود: «اخبارالمهدي» نوشته ي حماد بن يعقوب ،‌«البرهان في علامات مهدي آخرالزمان» نوشته ي علي بن حسام الدين متقي هندي ، «البييان في اخبار صاحب الزمان» نوشته ي ابوعبدالله محمد بن يوسف گنجي شافعي ، «مناقب المهدي» نوشته ي حافظ ابونعيم اصفهاني ، «فوائد الفكر في المهدي المنتظر» نوشته ي يوسف كرمي اصفهاني.

آنچه در پي مي آيد نمونه اي است از ده ها و صدها سخن كه عالمان ياد شده ، در طول سده ها و عصرها در كتاب هاي خويش آورده اند.

1- ابن حجر هيثَمي شافعي: «ابوالقاسم ، محمد ، الحجه ، عمر او پس از درگذشت پدرش، پنج سال بود. خدا در همين سنين به او حكمت رباني را عطا كرد. او را قائم منتظر مي گويند. خبرهاي متواتره رسيده است كه مهدي (عجل الله تعالي فرجه) از اين امت است و عيسي(عليه السلام) از آسمان فرود خواهد آمد و پشت سر مهدي (عجل الله تعالي فرجه)  نماز خواهد خواند.»21

2- عمادالدين ابن كثير دمشقي: «مقصود از پرچم هاي سياه كه در روايت هاي مهدي (عجل الله تعالي فرجه) ذكر شده پرچم هاي سياهي نيست كه ابومسلم خراساني برافراشت و دولت بني اميه را ساقط كرد بلكه مقصود، پرچم هاي سياهي است كه ياران مهدي (عجل الله تعالي فرجه)  خواهند افراشت.»22

3- ابن ابي الحديد مدائني : «ميان همه ي فرقه هاي مسلمين اتفاق قطعي است كه عمر دنيا و احكام تكاليف پايان نمي پذيرد مگر پس از ظهور مهدي (عجل الله تعالي فرجه)».23

4- شيخ محمد عبدْه: «خاص و عام مي دانند كه در خبرها وحديث ها ،‌ضمن بر شمردن نشانه هاي قيام قيامت چنين آمده است: «مردي از اهل بيت پيامبر(صل الله عليه و اله) خروج مي كند كه نام او مهدي (عجل الله تعالي فرجه) است. او زمين را پس از آنكه از جور و بي داد آكنده باشد از عدل و داد پر مي سازد. در آخر ايام او، عيسي بن مريم(عليه السلام) از آسمان فرود مي آيد. جزيه را بر مي دارد. صليب را مي شكند و دجال را مي كشد.»24

5- احمد امين مصري: «اهل سنت نيز به مهدي (عجل الله تعالي فرجه) و مهدويت يقيناً ايمان دارند.»25

 

تواتر حديث هاي مهدي (عجل الله تعالي فرجه)

نكته ي مهم ديگري كه استاد مطهري بدان اشاره مي كند تواتر خبرهايي است كه در باره حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) وارد شده است.26 حديث هاي نبوي در باره ي مهدي (عجل الله تعالي فرجه) در كتابها و دست نوشته هاي عالمان مذهب هاي اسلامي به حدي است كه در كمتر موضوعي تا آن اندازه حديث نگاشته شده است. فزوني خبرهاي ياد شده و فراواني و گوناگوني راويان آن، در مآخذ و طُرْق روايي اهل سنت، به خوبي مشاهده مي شود: و همين واقعيت باعث شده تا دانشمندان علم حديث و حافظان بزرگ سني ، در جاي جاي اثراهاي خود به متواتر بودن حديث هاي باب مهدي (عجل الله تعالي فرجه)  تصريح كنند:

1- حافظ ابو عبدالله گنجي شافعي (م 658) در كتاب البيان مي گويد: «احاديث پيامر در باره ي مهدي (عجل الله تعالي فرجه) به دليل راويان بسياري كه دارد به حد تواتر رسيده است.»27

2- حافظ معروف حديث، ابن حُجُر عسقلاني شافعي (م 852) كه او را حافظ عصر خوانده اند در كتاب «فتح الباري» كه در شرح صحيح بخاري نوشته است مي گويد: «حديث هاي متواتر رسيده است كه مهدي (عجل الله تعالي فرجه) از اين امت است و عيسي مهدي (عجل الله تعالي فرجه) از آسمان فرود خواهد آمد و پشت سر مهدي (عجل الله تعالي فرجه) نماز خواهد خواند.»28

3- قاضي محمد شوكاني يمني ، در رساله ي «التوضيح في تواتُر ما جاء في المنتظرِ و الدجال و المسيح» مي گويد: «همه ي اين حديث هاي كه آورديم به حد تواتر مي رسد چنانكه بر مطلعان پوشيده نيست»29.

بنابراين با توجه به همه ي حديث هاي مذكور ، مسلم گشت كه حديث هاي رسيده در باره ي مهدي منتظر(عليه السلام) متواتر

است.

اين موضوع كه مهدويت مسأله اي اسلامي و قطعي است، به اندازه اي روشن و مشهور است كه حتي لغت نويسان و واژه شناسان اهل سنت نيز ذيل كلمه ي « مهدي» آن را مطرح كرده اند. از جمله جمال الدين ابن منظور افريقي مصري (م 711) در لغت نامه ي بزرگ و معتبر خويش «لسانْ العرب» چنين مي نويسد: «مهدي يعني كسي كه خدا راه حق را به او نشان داده است. اين كلمه از نظر دستوري وصف است ، اما به صورت اسم نيز بكار رفته است. اشخاص را به آن نام گذاري كرده اند، اما تا جايي كه اكنون عُلَم بالغلبه شده است. مهدي نام آن كسي است كه پيامبر(صل الله عليه و اله) مژده داده است كه در آخرالزمان مي آيد.»30

همچنين محدث و اديب واژه شناس معروف مجدالدين ابن اثير شافعي (م 606) در كتاب «النهايه» و مرتضي الزبيدي حُنَفي (م 1205) در لغت نامه ي «تاج العروس» اين موضوع را ياد كرده اند. زبيدي در آخر توضيح هايش ، اين دعا را نيز افزوده است. «جعلنا الله من انصاره»؛ خدا ما را از جمله ي ياران او قرار دهد.»

 

مهدويت , منشأ حوادث

مسأله ي مهمي كه استاد شهيد مرتض مطهري مطرح مي كنند و آن را دليل بر منحصر نبودن مهدويت به شيعه مي داند اين است كه «اخبار مربوط به مهدي موعود منشأ حوادثي در تاريخ اسلام شده است.»31

«اگر مي خواهيد بفهميد كه اين مسأله منحصر به شيعه نيست ببينيد كه آيا مدعيان مهدويت فقط در ميان شيعه زياد بوده اند و در ميان اهل تسنن نبوده اند»؟32

آنگاه شهيد مطهري بعضي از اين رويدادها را بيان مي كند:33

1- قيام مختار و اعتقاد به مهدويت: مختار براي انتقام گرفتن از قاتلان امام حسين(عليه السلام) نيازمند اين بود كه مردم يا رهبري او حاضر به اين كار شوند. پس موعودي را كه پيامبر اكرم(صل الله عليه و اله) خبر داده بود به نام محمد بن حنفيه پسر اميرالمؤمنين(عليه السلام) و برادر سيدالشهداء (عليه السلام) مطرح كرد. زيرا در روايت هاي نبوي آمده است كه : «نام او نام من است». مختار به مردم گفت: ايهاالناس! من نايب مهدي زمانم. مختار مدتي تحت عنوان نيابت از مهدي زمان، فعاليت سياسي خودش را انجام داد كه همين امر بعدها منجر به پيدايش مذهب كيسانيّه گرديد.

2- سخن زُهري: ابوالفرج اصفهاني كه اموي الاصل و مورخ است در مقاتل الطالبين مي نويسد: وقتي خبر شهادت زيد بن علي بن الحسين(عليه السلام) به زُهري رسيد گفت: «چرا اين قدر اهل بيت(عليه السلام) عجله مي كنند؟ روزي فرا خواهد رسيد كه مهدي آن ها ظهور كند». معلوم مي شود كه ظهور وقيام مهدي از اولاد پيامبر آن چنان قطعي و مسلم بوده است كه زُهري چنين مي گويد.

3- قيام «نفس زكيه» و اعتقاد به مهدويت: قيام «نفس زكيه» از روي رويدادهاي مشهوري است كه در اواخر عهد اموي رخ داد. او هم نام پيغمبر بود و خالي هم در شانه داشت. مردم مي گفتند نكند اين خال هم نشانه آن باشد كه او مهدي است. و بسياري از كساني كه با وي بيعت كردند به عنوان مهدي بيعت كردند. مسأله ي مهدي(عجل الله تعالي فرجه) آن قدر در ميان مسلمين يقيني بوده كه عده اي با مشاهده ي هر كس كه قيام مي كرد و صالح بود مي گفتند: اين همان مهدي(عجل الله تعالي فرجه) است كه پيغمبر(صل الله عليه و اله) وعده داده است.

4- نيرنگ منصور، خليفه ي عباسي : منصور عباسي اسم پسرش را مهدي گذاشت تا بتواندگروهي را فريب دهد و بگويد آن مهدي كه شما در انتظار او هستيد پسر من است!

صاحب «مقاتل الطالبين» و ديگران نوشته اند: گاهي كه منصور با خصيصين خويش روبرو مي شد به دروغ بودن اين نسبت اعتراف مي كرد. فراواني اين گونه موارد در تاريخ اسلام، نشانگر آمادگي و باور مسلمين در باره ي مسأله ي مهدويت است.

 

طول عمر

موضوع ديگري كه بايد در باره ي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) مورد پژوهش قرار گيرد «طول عمر» آن حضرت است. هر چند اين مسئله خللي به اصل اعتقاد جهاني به مهدويت، وارد نمي كند. زيرا اعتقاد به مهدي(عجل الله تعالي فرجه) «بيش از هر چيز مشتمل بر عنصر خوشبيني نسبت به جريان كلي نظام طبيعت و سير تكامل تاريخ و اطمينان به آينده و طرد عنصر بدبيني نسبت به پايان كار بشر است».34

استاد مطهري مي فرمايد: «تمام تحولات بزرگي كه در تاريخ حيات و زندگي عموم موجودات زنده ..... از گياه و حيوان، پيش آمده ، همه، تحولات غير عادي است. مثلاً آيا اولين نطفه حيات كه روي زمين بسته شده مطابق اصول علوم زيستي است؟ اولين بار كه حيات در روي زمين پيدا شده با كدام قانون طبيعي جور در مي آيد؟ علم هنوز جواب اينها را پيدا نكرده است. مگر خود وحي كه يك بشري برسد به حدي كه دستور از ماوراء طبيعت بگيرد، كمتر است از مسأله زنده بودن يك نفر هزار و سيصد سال؟ دنياي دين براي همين است كه چشم انسان را باز كند و فكر انسان را از محدويت جريان هاي عادي خارج كند».35

زيست شناسان مي گويند عمر بشر اندازه و حد ثابتي ندارد، در طبيعت همه گونه عمر بوده وممكن است باشد.

و ايزمن، دانشمند آلماني مي گويد: «مرگ لازمه قوانين طبيعي نيست و در عالم طبيعت، از عمر ابد گرفته تا عمر يك لحظه اي ، همه نوعش هست آنچه طبيعي و فطري است عمر جاوداني وابدي است . بنابراين داستان عمر 969 ساله «مِتوشِيلح» نه مردود عقل است و نه مردود علم. در همين دوره ما ميزان طول عمر بالا رفته است و دليلي ندارد كه از اين بالاتر نرود و يك روز نيايد كه بشر به عمر نهصد ساله برسد».36

پس طبق نظر متخصصان ، طول عمر انسان به هر اندازه هم باشد بر خلاف اصول علمي نيست، بلكه علم آن را تأييد مي كند. تأييد طول عمر، از ديدگاه يافته هاي علمي جديد تا جايي است كه در دوره ي اخير، در صدد برآمده اند تا حد و مرز را از زندگي انسان بردارند و با پيدا كردن راه سالم نگه داشتن سلول هاي بدن، سال هاي زيادي بر آن بيفزايند.

 

فصل دوم: مهدويت در قرآن وحديث نبوي(صل الله عليه و اله)

مهدويت در قرآن

استاد مطهري، در باره ي سابقه ي «اعتقاد به مهدويت» موضوع مهدويت در قرآن وحديث هاي نبوي را مطرح
مي كند.

منجي موعود در قرآن كريم به صورت يك نويدكلي و قطعي و در كمال صراحت مطرح شده است: (و لقد كتبنا في الزّبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحونُ).37

ايشان مي فرمايد: «اولاً فكر بزرگ و وسيع است كه سخن از تمام زمين است: زمين براي هميشه در اختيار زورمندان و ستمكاران وجباران نمي ماند، اين يك امر موقت است. دولت صالحان كه بر تمام زمين حكومت كند در آينده وجود خواهد داشت. ثانياً: در قرآن، جهاني شدن دين اسلام و از بين رفتن تمام اديان ديگر ذكر شده است».38  او در اين باره به اين آيه از قرآن كريم استناد مي كند: (هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله و كفي بالله شهيداً»39 ؛ اوست آن كه پيامبر خود را فرستاد به هدايت و آيين حق، تا چيره گرداندش بر آيين ها همگي، و بس است خدا را گواهي.

قرآن در باره ي آينده ي دوران و رويدادهاي آخرالزمان واستيلاي خوبي و خوبان جهان و حكومت صالحان – گاه با اشاره و گاه با تصريح -  سخن گفته است. مفسران اسلامي اين گونه آيه ها را طبق مدرك هاي حديثي و تفسيري ، مربوط به مهدي(عجل الله تعالي فرجه) و ظهور ايشان در آخرالزمان دانسته اند. آيه هاي ديگري نيز در قرآن هست كه به جنبه ي حضور ولايتي مهدي(عجل الله تعالي فرجه) اشعار، بلكه تصريح دارد:

1- (و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون).40 امام باقر(عليه السلام) فرمود: «اين بندگان شايسته كه وارثان زمين مي شوند اصحاب حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) در آخرالزمان هستند»41.

2- (بقيت الله خير لكم ان كنتم مؤمنين)؛42 بازمانده ي خدا بهتر است براي شما اگر مؤمنان هستيد. شيخ ابومنصور طبرسي در «الاحتجاج» از حضرت علي(عليه السلام) نقل كرده است كه فرمود: «بقيه الله، يعني مهدي(عجل الله تعالي فرجه) كه پس از گذشتن اين دوره خواهد آمد و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد، آن گاه كه از ظلم و جور پر شده باشد»43.

3- (و ذلك دين القيمه)؛ 44 و آن است دين استوار و آيين محكم و درست.

شرف الدين نجفي از ابن اسباط از ابوحمزه از ابوبصير از امام صادق(عليه السلام) روايت كرده است كه آن حضرت در باره ي اين آيه فرمود: «همانا اين، دين حضرت قائم است»45.

 

مهدويت در حديث هاي نبوي(صل الله عليه و اله)

موضوع ديگري كه استاد مطهري بدان پرداخته است «مهدويت در احاديث نبوي» است و آن را دليل بر اين مي داند كه روايت هاي مربوط به مهدي موعود(عجل الله تعالي فرجه) ، منحصر به روايت هاي شيعه نيست، :

«اگر روايات مربوط به مهدي موعود(عجل الله تعالي فرجه) انحصاراً روايات شيعه مي بود براي شكاكان جاي اعتراض بود كه : اگر مسأله مهدي(عجل الله تعالي فرجه) يك مسأله واقعي است بايد پيامبر اكرم(صل الله عليه و اله) گفته باشد و اگر پيامبر(صل الله عليه و اله) گفته باشد بايد ساير فرق اسلامي هم روايت كرده باشند. اما روايات باب مهدي موعود را تنها شيعيان روايت نكرده اند. رواياتي كه اهل تسنن در اين زمينه دارند از روايات شيعه اگر بيشتر نباشد كمتر نيست. مثلاً در كتاب «المهدي» از آيت الله صدر، ايشان هر چه روايت نقل كرده اند، همه روايات اهل تسنن است ويا كتاب «منتخب الاثر» كه توسط آيت الله لطف الله صافي به راهنمايي مرحوم آيت الله العظمي بروجردي تأليف شده و در آن روايات زيادي در اين زمينه بالاخص از اهل تسنن به مضامين وتعبيرات مختلف، ذكر شده است»46.

 

فصل سوم: انتظار و ويژگي هاي انتظار بزرگ

مفهوم درست انتظار

در فرهنگ مذهبي، انتظار، عبارت است از اين كه انسان پيوسته چشم به راه روزي باشد كه هدف و مقصد نهايي برآورده شود و روزي فرا رسد كه انسانيت از يك زندگاني عادلانه و كامل، تحت رهبري و زعامت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) برخوردار باشد. البته -  همانگونه كه پيش تر گفته شد -  مفهوم انتظار، اعم وكلي تر از مفهوم اسلامي آن است. از اين روست كه پيروان ديگر دين هاي آسماني نيز با صرف نظر از نام وعنوان، به پيشوايي جهاني ، كه برپا كننده ي عدل و داد است معتقدند و در انتظار ظهور اويند. اين عقيده به خودي خود، بهترين انگيزه براي تربيت و تهذيب نفوس تمامي پيروان و معتقدان آن اديان است و باعث رشد و كمال اخلاقي آنان و تكميل درجه ي ايمان و نيروي اراده ي پيروان آن مي باشد تا مقدمات ظهور را در خود و هم كيشان خود فراهم آورند.

اصل «انتظار فرج» از ديدگاه استاد مطهري از يك اصل كلي اسلامي و قرآني استنتاج مي شود و آن اصلِ «حرمت يأس از روح الله» است.47

انتظار فرج و اميد و دل بستن به آينده دو گونه است: انتظاري سازنده ، تعهدآور، نيروآفرين و تحرك بخش كه
مي تواند نوعي عبادت شمرده شود و انتظاري كه اباحه گر، ويرانگر و فلج كننده است48.

تفاوت اين دو نوع انتظار، ناشي از تفاوت دو نوع بينش در باره ي تحولات، و ظهور مهدي موعود(عجل الله تعالي فرجه) است.49

انتظار سازنده مبتني بر بينش انساني و فطري است. بينش انساني يا فطري، معتقد است كه هر چند انسان در آغاز پيدايش ، شخصيت انساني بالفعل ندارد ولي بذر يك سلسله بينش ها در نهاد او نهفته است؛ و به عوامل بيروني نياز دارد تا به كمك آن، مقصد و راه و ثمره ي بالقوه اش را به فعليت برساند. اين بينش، انسان را داراي غرايز حيواني و نيز تمايلات عالي مي داند و اصل نبرد و تنازع در اجتماع، و نقش آن در رويش و تكامل تاريخ را مي پذيرد، ولي نه منحصراً به صورت نبرد طبقاتي ميان گروه وابسته به ابزار توليد و نظام اجتماعي كهن ؛ بلكه مدعي است كه نبرد ميان انسانِ رسيده به عقيده و ايمان با انسان هاي گمراه ، همواره وجود داشته است. به تعبير قرآن، نبردميان «جندالله» و «حزب الله» با جنود شيطان است. استاد مي فرمايد: «از ديد اين تفكر ، اصلاحات جزئي وتدريجي به هيچ وجه محكوم نيست و عامل اصلي حركت تاريخ، فطرت تكامل جوي انسان است و اصلاحات جزئي و تدريجي به نوبه خود، كمك به مبارزه انسان حق طلب در نبرد با انسان منحط است. و بر عكس فسادها و تباهي ها ، كمك به نيروي مقابل است و آهنگ حركت تاريخ را به زيان اهل حق، كُند مي كند. لذا انتظار يعني تلاش و تكاپو»50.

استاد مطهري ، تعبير و تفسير قرآن از تاريخ را به همين شكل مي داند.51

از آيه هاي قرآن استفاده مي شود كه ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه)  ، حلقه اي از حلقه هاي مبارزه ي اهل حق با اهل باطل است و به پيروزي نهايي حق منتهي مي شود و سهيم بودن در اين سعادت ، متوقف بر حضور در گروه اهل حق است.

طبق آيه هاي قرآن، مهدي(عجل الله تعالي فرجه) مظهر پيروزي اهل ايمان است.52

طبق روايت هاي اسلامي ، گروهي زبده به محض ظهور امام، به آن حضرت ملحق مي شوند. استاد مطهري در باره آنان مي نويسد: «اين گروه ابتدا به ساكن خلق نمي شود، معلوم مي شود در عين اشاعه و رواج ظلم و فساد، زمينه هايي عالي وجود دارد كه چنين گروه زبده را پرورش مي دهد. اين خود مي رساند كه نه تنها اهل حق و حقيقت به صفر نرسيده ، بلكه فرضاً اگر اهل حق از نظر كميت قابل توجه نباشند از نظر كيفيت از زبده ترين اهل ايمانند».53 از نظر روايت هاي اسلامي ، در مقدمه ي قيام امام، سلسله قيام هاي  ديگر از طرف اهل حق صورت مي گيرد، مانند قيام يماني قبل از ظهور. ايشان مي افزايد: «از مجموع آيات و روايات استنباط مي شود كه قيام مهدي موعود آخرين حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است كه از آغاز جهان برپا بوده است».54

شكل ديگري از انتظار نيز وجود دارد كه به تعبير استاد، نوعي اباحه گري و ويرانگري است. استاد مي فرمايد: «طبق اين تعبير از انتظار، ماهيت قيام حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه)  صرفاً ماهيت انفجاري است. فقط و فقط از گسترش و رواج اختلاف ها و حق كشي ها و تباهي ها ناشي مي شود. هر اصلاحي مذموم است و از باب اينكه هدف وسيله را توجيه مي كند بهترين كمك به ظهور و بهترين شكل انتظار ، ترويج و اشاعه فساد است»55.

از نظر استاد «اين نوع تفكر، ديالكتيكي است. اين نوع انتظار فرج منجر به نوعي تعطيل حدود و مقررات اسلامي
مي شود ونوعي اباحه گري بايد شمرده شود كه به هيچ وجه با موازين اسلامي و قرآني وفق نمي يابد»56.

بعضي افراد با تكيه به همين نوع تفكر ، با هر اصلاحي مخالفند و مي گويند: دنيا بايد از ظلم و جور پر شود تا يك دفعه انقلاب گردد و پر از عدل و داد شود و اگر ما كاري كنيم كه مردم به سوي دين بيايند به معناي آن است كه به ظهور حضرت حجت خيانت كرده و ظهور ايشان را تأخير انداخته ايم!

استاد مطهري پاسخ به اين شبهه را چنين مي دهد: «بعضي از حوادث جنبه انفجاري دارند مثل دمل كه هر چيزي كه جلوي دمل را بگيرد بد است. لكن ديدگاه ما نسبت به قيام وانقلاب حضرت اين نيست . بلكه صحبتِ «رسيده شدن» است نه صحبت انفجار، مسأله ظهور حضرت حجت بيش از آنچه شباهت داشته باشد به انفجار يك دمل ، شباهت دارد به رسيدن يك ميوه. يعني اگر ايشان تاكنون ظهور نكرده اند نه فقط به خاطر اين است كه گناه كم شده بلكه چون هنوز دنيا به آن مرحله از قابليت نرسيده است»57.

انتظار ظهور ، هيچ تكليفي را از دوش ما بر نمي دارد، ما همچنان به وظايف فردي و اجتماعي خود مكلفيم. و درست در همين دوره است كه مي بايست ياران آن حضرت تربيت و آماده شوند.

 

ويژگي هاي انتظار بزرگ

استاد شهيد مطهري در بخشي از تأليفات گران مايه ي خويش، ويژگي هاي انتظار بزرگ را به صورت مبسوط مطرح كرده است:58

1- خوش بيني به آينده ي بشر: در باره ي آينده ي بشر ديدگاه ها مختلف است. بعضي معتقدند كه شر و فساد و بدبختي لازمه ي لاينفك حيات بشري است. بنابراين، زندگي بي ارزش است وعاقلانه ترين كار خاتمه دادن به حيات وزندگي است. بعضي ديگر حيات بشر را ابتر مي دانند و معتقدند كه بشر در اثر پيشرفت حيرت آور تكنيك و ذخيره كردن وحشتناك وسايل كشتار جمعي ، به مرحله اي رسيده كه به اصصلاح با گوري كه با دست خود كنده يك گام بيشتر فاصله ندارد. طبق اين ديدگاه ، بشر در نيمه ي راه عمر خود، بلكه در آغاز رسيدن به بلوغ فرهنگي ، به احتمال زياد نابود خواهد شد. اگر به قراين و شواهد ظاهري بسنده كنيم، اين احتمال را نمي توان نفي كرد.

استاد مطهري در مقابل اين دو نظر ، نظريه ي سومي را مطرح مي كند و مي فرمايد: «ريشه فسادها و تباهي ها، نقص روحي و معنوي انسان است . انسان هنوز دوره جواني و ناپختگي خود را طي مي كند و خشم و شهوت بر عقل او حاكم است. انسان بالفطره در راه تكامل فكري و اخلاقي و معنوي پيش مي رود. نه شر و فساد ، لازمه لاينفك طبيعت بشر است و نه جبر تمدن فاجعه خودكشي دسته جمعي را پيش خواهد آورد. آينده اي بس روشن و سعادت بخش و انساني كه در آن شر و فساد از بيخ و بن بركنده خواهد شد .....

اين نظريه ، الهامي است كه دين مي كند و نويد مقدس قيام وانقلاب مهدي موعوددراسلام درزمينه اين الهام است.»59

ابن بابويه به چند واسطه از امام موسي كاظم(عليه السلام) در تفسير آيه ي (و اسبغ عليكم نعمه ظاهره و باطنه» ؛60 و فراوان كرد بر شما نعمت هاي خود را آشكارا و نهان ، آورده است: «نعمت ظاهر، امام ظاهر است و نعمت باطن ، امام غايب. از ديدگاه مردم، شخص او غايب مي شود ولي از دلهاي مؤمنين ياد او غايب نيست و ..... خدا هر دشواري را براي او آسان مي نمايد و هر سختي را برايش رام مي سازد و گنج هاي زمين را برايش آشكار مي گرداند. هر دوري را براي او نزديك مي نمايد و هر سركش ستيزه گر را نابود مي كند و با دست هاي او هر شيطان طاغي را هلاك مي كند .....»61.

استاد مطهري ، در بيان حتمي بودن قضاي الهي مبني بر ظهورحضرت، به اين حديث شريف از پيامبر اكرم(صل الله عليه و اله) ، استناد مي كند: «اگر از عمر دنيا، بيشتر از يك روز باقي نمانده باشد ،‌خدا آن روز را طولاني مي كند تا مهدي از اولاد من ظهور كند».62

2- پيروزي نهايي حق بر باطل: بي شك، ظهور مهدي موعود ، پيدايش گر وعده اي است كه خدا از قديم ترين زمان ها در كتاب هاي آسماني به صالحان داده است كه زمين از آن آنان است و پايان كار تنها به متقيان تعلق دارد.

استاد مطهري در اين بار به اين دو آيه ي شريفه ي از قرآن كريم استناد فرموده است :  (و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون).63

(ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبه للمتقين).64

3- تشكيل حكومت واحد جهاني: در هنگام ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) براي اين كه از نعمت وجود امام، بيشترين استفاده شود، زمينه ي لازم فراهم مي شود وموانع ظهور و فعليت يافتن شؤون و ابعاد امامت كه در عصر ساير امامان(عليه السلام) ، و عصر غيبت خود آن حضرت وجود داشته است برداشته مي شود. اسماي حسناي الهي مثل «الولي» ، «العادل» ، «الحاكم» ، «السلطان» ، «المنتقم» ، «القاهر» و «الظاهر» به طور بي سابقه اي متجلي خواهد شد. به عبارت ديگر آن حضرت مظهر اين اسماء و كارگزار و عامل خداي متعال مي باشد و مقام خليفه الهي او در اين ابعاد، ظهور عملي و فعلي خواهد يافت. از جمله اموري كه تجلي را در ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) روشن مي سازد اين است كه هدف توحيدي اسلام مثل وحدث حكومت ونظام ، وحدت قانون ، وحدت دين و وحدت جامعه، به وسيله ي آ ن حضرت محقق مي شود. همان گونه كه در حديث ها وارد شده است. خدا خاور و باختر جهان را به وسيله ي آن حضرت و به دست آن بزرگوار فتح مي نمايد. چنان كه در روايت معروف جابر است كه رسول خدا(صل الله عليه و اله) فرمود: «ذلك الذي يفتح علي يديه مشارق الارض و مغاربها ؛ اين است آن كسي كه خدا به دست او ، مشرق ها و مغرب هاي زمين را مي گشايد.»65

آن استاد تشكيل حكومت واحد جهاني بر اساس توحيد را ، يكي از ويژگي هاي انتظار بزرگ بر مي شمارد.66 روز فتح كه از ايام الله بزرگ است و در قرآن مجيد آمده است.67 در برخي از تفسيرها، روز ظهور و فتح آن حضرت است.68

چنان كه د رحديث ها است، قريه اي نمي ماند مگر آن كه ، نداي «لااله الاالله» بلند است و اسلام عالم گير مي شود و همه ي حكومت ها و حاكميت ها كه به اسم نژاد و وطن ساخته ملغي مي گردد. مرزهايي كه با آن، زورمندان ، دنيا را تقسيم كرده و افراد بشر را از هم جدا و بيگانه ساخته اند از ميان برداشته مي شود. در آن عصر ، بركات و آثار عقيده وايمان به خدا آشكار مي شود و بر حسب آيه ي (و لو ان اهل القري امنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض»69 ، چنانچه مردم شهرها، همه ايمان آورده و پرهيزكار مي شدند همانا ما بركت هاي آسمان و زمين را براي آنها مي گشوديم، درهاي بركات آسمان و زمين بر روي مردم و انسان هاي مؤمن گشوده مي شود و به جاي نظام هاي مشركانه، جنگ، نزاع و كينه توزي، نظام الهي اسلام و دوستي ، برادري، صفا و صلح واقعي و عمومي برقرار مي شود.

كتاب «المحجه فيما نزل في القائم الحجه» از عياشي به سند خود از ابن بكير روايت كرده است كه : از ابي الحسن (امام كاظم«ع») سؤال كردم از اين قول خداي تعالي: (و له اسلم من في السماوات و الارض طوعاً و كرهاً).70 آن حضرت به اين مضمون فرمود: «اين آيه در شأن حضرت قائم نازل شده است كه وقتي ظاهر شود، اسلام را بر طوايف كفر كه در شرق و غرب عالم هستند عرضه نمايد. هر كسي اسلام آورد، امر مي كند او را به نماز و زكات و آن چه مسلمان به آن امر مي شود و هر كس اسلام نياورد گردن او را مي زند تا باقي نماند. آنگاه در مشرق ها و مغرب ها كسي باقي نمي ماند مگر موحد .....».71

از جمله ي اين روايت ها ، روايتي است از رفاعه بن موسي كه گفت: شنيدم امام صادق(عليه السلام) در باره ي آيه ي (و له اسلم من في السموات و الارض .....) فرمود : «وقتي قائم ما – مهدي – قيام كند باقي نمي ماند زميني مگر آن كه در آن ، ندا مي شود شهادت بر اين كه خدايي ، نيست غير از الله و اين كه محمد(صل الله عليه و اله) رسول خداست».72 همچنين سيد رضي از حضرت رسول خدا(صل الله عليه و اله) روايت كرده است كه فرمود: «ليدخلن هذا الدين علي ما دخل عليه الليل؛73 هر آينه داخل مي شود اين دين بر آن چه شب بر آن داخل شده باشد». اين حديث نيز عالم گير شدن دين اسلام را مژده مي دهد و ممكن است اشاره به اين باشد كه كفر و بي ايماني و انحراف از خدا مانند شب تاريك و ظلماني و اسلام مانند آفتاب است.

استاد مطهري در جاي ديگر، در جهت اين ويژگي هاي انتظار بزرگ يعني تشكيل حكومت توحيدي جهاني ، به اين قسمت از نهج البلاغه استناد ميكند كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) در بارة ظهور آن حضرت فرمود: «حتي يوحدوا الله و لا يشرك به شيئاً؛74 تا آن كه تنها خدا را بپرستند و چيزي در پرستش او شريك نشود».

4- بلوغ بشر به خردمندي و خردورزي كامل: در زمان حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) نعمت، بسيار فراوان و كيفيت نعمت در سطح بسيار مطلوبي است. از جمله نعمت ها، بلوغ بشر به خردمندي كامل است كه استاد مطهري آن را نيز از ويژگي هاي انتظار بزرگ بر مي شمارد.75

عده اي خيال مي كنند كه ظهور حضرت حجت(عليه السلام) امري مساوي با انحطاط دنيا و بازگشت به گذشته است. استاد شهيد به صراحت اين انديشه را رد مي كند و مي فرمايد: «قضيه بر عكس است ارتقاء فكري و اخلاقي و علمي بشر است ، به حكم همه ي شواهد و ادله اي كه از دين به ما رسيده است؛ همان ديني که موضوع ظهور حضرت حجت و عدل کلي را بر ما ذکر کرده است ، اين ها را هم ذكر كرده است . در حديث اصول كافي است كه وقتي آن حضرت ظهور مي كندخداي متعال دست خود را بر سر افراد بشر مي كشد و عقل افراد بشر افزون مي شود و فكر و عملشان زياد مي شود».76 عصر ظهور، دوره ي حكومت عقل است . دوره اي است كه اولين ويژگي اش حكومت عقل است. دوره اي است كه در آن، علم اسير و برده نيست. استاد مطهري ضمن بيان اين مطلب، به تعبير اميرالمؤمنين(عليه السلام) در باره ي آن عصر اشاره دارد كه : «و يغبقون كأس الحكمه بعد الصبوح؛77 در آن عصر مردم صبحگاهان و شامگاهان جامي كه مي نوشند جام حكمت و معرفت است، جز جام حكمت و معرفت جام ديگري نمي نوشند».

5- حداكثر بهره برداري از مواهب زمين: در عصر ظهور مهدي(عجل الله تعالي فرجه) بر اثرتكامل انسانيت، ايمان به خدا و پيشرفت بشر در زمينه هاي تكامل خصوصاً مسايل روحي و معنوي، خدا بركاتش را از زمين بر بشر مي فرستد و حداكثر بهره برداري از مواهب زمين صورت مي گيرد. استاد مطهري فرازهايي از نهج البلاغه را در همين مورد ذكر مي كند: «و تخرج له الارض افاليذ كبدها و تلقي اليه سلماً مقاليدها؛ زمين پاره هاي جگر خودش را بيرون مي ريزد (زمين هر موهبت و استعدادي كه دارد ارائه مي كند) زمين مي آيد مثل يك غلام، در حالي كه تسليم است و كليدهايش را در اختيار او قرار مي دهد» .78 يعني ديگر سري در طبيعت باقي نمي ماند مگر اين كه به دست او كشف شود.

6- برقراري مساوات در امر تقسيم ثروت: در دولت آن حضرت ، وضع اقتصادي مردم سامان مي يابد و نعمت ها فراوان، آب ها مهار و زمين ها آباد و حاصل خيز و معدن ها ظاهر مي شود؛ تا جايي كه فقيري كه از بيت المال چيزي دريافت كند باقي نمي ماند و كسي براي دريافت كمك مالي به خزانه ي عمومي مراجعه نمي كند، و اگر اتفاقاُ كسي مراجعه كرد به خود او مي گويند هر اندازه نياز دارد دريافت كند كه او هم پس از دريافت وجه، پشيمان
مي شود و در مقام رد آن به خزانه بر مي آيد ولي ازاو قبول نمي شود. استاد مطهري ، بيان نهج البلاغه را در اين زمينه ارائه مي كند: « يقسم و المال صحاحاً » . زماني كه پيامبر(صل الله عليه و اله) اين جمله را فرمود: عده اي پرسيدند: يا رسول الله! صحاحاً يعني چه؟ فرمود: عادلانه و بالسويه تقسيم مي كند!79

7- متنفي شدن كامل مفاسد: روايت هاي زيادي مبني بر رواج فساد و فحشا و گناهان مختلف قبل از ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) وجود دارد كه با ظهور حضرت، اين مفاسد،‌كاملاً برچيده مي شود . از جمله ي مفاسد ، بدعت هايي است كه در دين مبين اسلام توسط شيادان و دشمنان ايجاد شده است. استاد مطهري در بحث مقتضيات زمان و مسأله ي خاتميت بر اين باور است كه هر شريعتي ، شريعت قبل را تكميل مي كند و يكي از كارهاي انبياء ، احياي اصل دين است و اصل دين، از آدم (عليه السلام) تا خاتم(صل الله عليه و اله) يكي است و هر پيغمبري كه مي آيد يكي از كارهايش ، پيرايش است. يعني اضافه ها و تحريف هاي بشر را مشخص مي كند واين تحريف دين، از ويژگي هاي بشر قبل خاتم انبياء نيست، بلكه انسان هاي دوره هاي بعد هم اين طبيعت را دارند. يعني در دين خودشان دخل و تصرف مي كنند و خرافات را وارد مي كنند. پس معلوم مي شود كه بدعت در دين خاتم هم امكان پذير است. استاد مطهري بعد از اين نتيجه گيري، مي فرمايد: «چنانكه ما شيعه هستيم و اعتقاد داريم به وجود مقدس حضرت حجه بن الحسن(عليه السلام) مي گوييم ايشان كه مي آيند يَأتي بدين جديد،‌ نفسيرش اين است كه آنقدر تغييرات و اضافات در اسلام پيدا شده است كه وقتي او مي آيد و حقيقت دين جدش را مي گويد به نظر مردم مي رسد كه اين دين، غير از ديني است كه داشته اند و حال آن كه اسلام حقيقي همان است كه آن حضرت مي آورد. د راخبار و روايات آمده است كه وقتي ايشان مي آيد خانه ها و مساجدي را خراب مي كند كارهايي مي كند كه مردم فكر مي كنند دين جديدي آورده است.»80

8- منتفي شدن جنگ و برقراري صلح: امنيت و صلح واقعي و برقراري آرامش، از ويژگي هاي دولت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) است. خوف ها زايل مي شود و جان ومال و آبروي اشخاص در امان خواهد بود. در سراسر جهان امنيت عمومي حاكم مي شود. اختناق، استبداد، استكبار و استضعاف كه از آثار حكومت هاي غير الهي است از جهان ريشه كن مي گردد و حكومت هاي طواغيت به هر شكل و عنوان برچيده مي شود. از روايت ها استفاده مي شود كه به سبب ظهور حضرت ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه) راه ها آنقدر امن مي شود كه حتي ضعيف ترين مردم از مشرق به مغرب سفر مي كند وا ز احدي به او اذيت و آزار نمي رسد.81

استاد مطهري ، ناامني آن دوره را چنين توصيف مي كند: «حضرت زماني ظهور مي كند كه اختلاف ميان بشر شديد و زلزله ها برقرار است (مقصود زلزله هاي ناشي از مواد زير زمين نيست) زمين به دست بشر تكان مي خورد و اين خطر بشر را تهديد مي كند كه زمين نيست و نابود شود. پيامبر(صل الله عليه و اله) فرمود: «المهدي يبعث في امتي علي اختلاف من الناس والزلازل فيملأ الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً».82

طبراني در كتاب «الكبير» و ابونعيم از هلال -  يا هلالي -  نقل كرده است كه پيامبر(صل الله عليه و اله) به فاطمه(س) فرمودند: «سوگند به آن كه مرا به حقيقت ، مبعوث گردانيد، مهدي اين امت ، از نسل اين دو نفر است -  اشاره به حسن(عليه السلام) و حسين(عليه السلام) -  زماني كه دنيا آشفته گردد و فتنه ها ظاهر شوند و راه حل ها كوتاه گردند و برخي مردم بر برخي ديگر هجوم آورند. نه بزرگسالان به خردسالان رحم كنند و نه خردسالان به بزرگسالان احترام نهند. در آن زمان خدا از نسل اين دو، كسي را مي انگيزاند كه حصارهاي گمراهي را مي گشايد و دل هاي غفلت زده را بيدار مي كند و در آخرالزمان دين را به پا مي دارد چنان كه من در ابتدا آن را به پا داشتم و دنيا را از عدل پر مي سازد چنان كه از ستم پر شده باشد».

استاد مطهري همچنين وقايع عجيب آخرالزمان را از كلام اميرالمؤمنين(عليه السلام) چنين نقل مي كند: «حتي تقوم الحرب بكم علي ساق بادياً نواجذها مملوءه اخلافها حلواً رضاعها علقماً عاقبتها؛ قبل از ظهور، آشوب و جنگ روي پاي خودش مي ايستد و دندان هايش را نشان مي دهد، شير، پستان خودش را نشان مي دهد كه دوشيدنش خيلي شيرين است اما عاقبتش فوق العاده تلخ، يعني جنگ ها رخ دهد و ستيزه جويان ، نگاه مي كنند و مي بينند جنگ خوب شير مي دهد ، يعني به نفعشان كار مي كند ، اما نمي دانند كه عاقبت اين جنگ، به ضررخودشان است.»83

با قيام آن حضرت ، اين ناآرامي ها بر طرف مي شود و رضايت ساكنين زمين و آسمان حاصل مي شود.84

پيامبر(صل الله عليه و اله) مي فرمايد: «يرضي عنه ساكن السماء و ساكن الارض؛ 85 آن چنان امنيت حاصل مي شود كه حتي زنان ضعيف  هم به تنهايي و در كمال امنيت مي توانند سفر كنند.» استاد مطهري به نقل از نهج البلاغه مي فرمايد: «و امنت به السبل و تخرج العجوزه من المشرق تريد المغرب لا يؤذيها احد؛86 راه ها امن مي شود و پيرزني ناتوان ، از مشرق تا مغرب دنيا را مسافرت مي كند بدون ديدن كوچكترين آزار و اذيتي». همه ي راه ها (زميني ، دريايي ، هوايي) امن مي شود چون منشأ اين ناراحتي ها ، بي عدالتي هاست. وقتي كه عدالت برقرار شد ديگر ناامني وجود ندارد.

 

فصل چهارم : ويژگي هاي ياران حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه)

انقلاب ها ، هر چه با عظمت تر باشند، دوستان و دشمنان بيشتري دارند. نهضت هاي توجيدي ،‌شكوهمندترين حركت تاريخ بوده و جريان هاي موافق و مخالف نيرومندي داشته اند. بازتاب نهضت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه) بيش از نهضت هاي رهايي بخش پيشين خواهد بود. آرمان هاي بلند ، مشرك ستيزي و عدالت گستري بي مرز و جهان شمول آن ، هم شور در دل مردمان محروم خواهد آفريد و هم دشمنان توحيد و عدل را بر خواهد آشفت. بايد ديد همراهان آن حضرت كيانند؟ شناخت معيارها وموازين ياران، ما را كمك خواهد كرد تا راه را بهتر شناخته و در صف منتظران با بصيرت قرار گيريم.

شهيد مطهري رحمه ا... در باره ي ويژگي ياران حضرت حجّت مي فرمايد: «در اوصاف اصحاب حضرت حجت(عجل الله تعالي فرجه) تعبير است كه من نه فقط در يك حديث بلكه در احاديث متعدد،‌ آن را ديده ام «رهبان بالليل، ليوث بالنهار» راهيان شب اند، شب كه سراغ آنها مي رويي گويي سراغ يك عده راهب رفته اي ولي روز كه سراغشان مي روي (گويي) سراغ يك عده شير رفته اي.»87

ياران امام ، سنگ هاي زيرين انقلاب جهاني اند. منابع ديني ما، بر جايگاه والاي آن جوانمردان اشاره دارد.88

دو ويژگي كه استاد مطهري در كلام خويش براي ياران امام بر شمرده است ، عبادت شبانه و تلاش روزانه ي آنهاست. به گفته ي فضيل بن يسار: «رجال لا ينامون الليل لهم دوي من صلاتهم كدوي النحل يبيتون قياماً علي اطرافهم رهبان بالليل اسد بالنهارِ89، مرداني كه سبك خوابند و در نماز بسان زنبور عسل ، زمزمه كنان».

امام در سفر و حضر، جنگ و صلح ياران را به تعبد و تضرع سفارش مي كند تا مقصد فراموش نگردد و پيروزي هاي پياپي ، آنان را به غفلت و غرور دچار نسازد. همواره پيروزي را از جانب خدا ببينند ومناجات ونماز را كل