حديث از امام زمان
(عجلالله
تعالی فرجه)
1-انا المهدي (و)انا
قائم الزمان ،انا
الذي املاها عدلاكما
ملئت جورا ،ان الارض
لا تخلو من حجه و لا
يبقي الناس في فتره و
هذه امانه لا تحدث
بها الا اخوانك من
اهل الحق.
من مهدي و قائم
الزمان هستم .من آن
كسي هستم كه زمين را
پر از عدل مي كنم
،همان گونه كه پر از
ستم شده است .زمين
هرگز از حجت خالي نمي
ماند و مردم در وقفه
نمي مانند .واين
امانتي است كه جز به
برادرانت از اهل حق
مگو .
كمال
الدين ،ص 445.
2-انا بقيه الله في
ارضه ،والمنتقم من
اعدائه .
من ذخيره خدا در زمين
و انتقام گيرنده از
دشمنان هستم .
بحارالانوار ،ج 52،ص
24/كمال الدين .
3-انا خاتم الاوصيا و
بي يدفع الله عزوجل
البلا عن اهلي و
شيعتي .
من آخرين وصي هستم كه
خداوند بزرگ به وسيله
من گرفتاريها را از
خاندان و شيعيانم دور
مي گرداند.
كمال الدين ،ص 441.
4-…
ليس بين الله عزوجل و
بين احد قرابه و من
انكرني فليس مني و
سبيله سبيل ابن نوح
(ع)
بين خداي بزرگ و هيچ
كس خويشاوندي نيست
،وهر كس مرا انكار
كند از من نيست ،و
راه او راه پسر نوح
(ع) است .
كمال الدين ،ص 484.
5-…
اما وجه الانتفاع بي
في غيبتي فكالانتفاع
بالشمس اذا غيبها عن
الابصار السحاب
….
اما كيفيت بهره
برداري مردم از من در
زمان غيبتم همانند
بهره برداري آنان از
خورشيد است ،هنگامي
كه ابر خورشيد را از
ديدگان پنهان كند .
كمال الدين ،ص 485.
6-…
اني لامان لاهل الارض
كما ان النجوم امان
لاهل السماء .
وجود من براي اهل
زمين موجب امان است
،همان گونه كه
ستارگان براي اهل
آسمانها موجب امان
هستند .
كمال الدين ،ص485.
7-قلوبنا اوعيه لمشيه
الله فاذا شاء شئنا .
دلهاي ما ظرف اراده و
مشيت خداست .پس هرگاه
او چيزي را اراده كند
،ما نيز همان چيز را
اراده مي كنيم .
بحار الانوار ،ج52،ص
51/غيبت شيخ
8-واذا اذن الله لنا
في القول ظهر الحق
واضمحل الباطل .
هنگامي كه خدا به ما
اجازه سخن گفتن بدهد
،حق آشكار شود و باطل
نابود گردد .
بحارالانوار
،ج53،ص196/غيبت شيخ
.
9-كل من نبرا منه فان
الله يبرا منه و
ملائكته و رسله و
اوليائه .
هر كس كه ما از
اوبيزاري جوييم ،خدا
و فرشتگان و پيامبران
و اوليائش نيز از او
بيزاري مي جويند .
احتجاج ،ج2،ص474.
10-ان الله معنا فلا
فاقه بنا الي غيره
والحق معنا فلن
يوحشنا من قعد عنا و
نحن صنائع ربنا و
الخلق بعد صنائعنا .
خدابا ماست و بابودن
او نيازي به غير او
نداريم و حق با ماست
و هركس از اطاعت ما
سر پيچي كند ،ما را
به وحشت نمي اندازد
،ومادست پرورده
پروردگارمان هستيم
،وآفرينش بعد از ما
دست پرورده ما هستند.
بحار الانوار
،ج53،ص178/احتجاج.
11-…
اما ظهور الفرج فانه
الي الله تعالي ذكره
و كذب الوقاتون .
اما ظهور فرج ،پس آن
به اراده خدايي است
كه يادش بزرگ است
،وهركس (براي ظهور
)وقت تعيين كند ،دروغ
گفته است .
كمال الدين ،ص484.
12-اكثروا الدعا
بتعجيل الفرج فان ذلك
فرجكم .
براي تعجيل فرج بسيار
دعا كنيد ،زيرا همين
موجب فرج و گشايش
شماست .
كمال الدين ،ص485.
13-فا غلقوا ابواب
السوال عما لا يعنيكم
و لا تتكلفوا علم ما
قد كفيتم .
از آنچه برايتان سودي
ندارد پرسش نكنيد
،وخود را برايي
دانستن آنچه از شما
نخواسته اند به زحمت
نيندازيد .
بحارالانوار
،ج52،ص92/احتجاج.
14-في ابنه رسول الله
صلي الله عليه و آله
لي اسوه حسنه .
فاطمه دختر پيامبر
(ص)براي من الگوي
نمونه اي است .
بحار الانوار
،ج53،ص180،احتجاج.
15-…
اما الحوادث الواقعه
فارجعوا فيها الي
رواه حديثنا فانهم
حجتي عليكم وانا حجه
الله عليهم .
اما در رويدادهاي
تازه كه براي شما
واقع مي شود ،به
روايت كنندگان احاديث
ما مراجعه كنيد ،زيرا
آنها حجت من بر شما
هستند و من حجت خدابر
آنان هستم.
كمال الدين ،ص 484.
16-فاتقواالله
وسلموالنا وردوا
الامر الينا فعلينا
الاصدار كما كان منا
الايراد و لاتحاولو ا
كشف ما غطي عنكم .
از خدا بترسيد و
تسليم ماشويدوكارها
را به مابسپريد .پس
بر ماست كه شما را از
سر چشمه سيراب
گردانيم ،همان گونه
كه بردن شما به سوي
سرچشمه به وسيله ما
بوده است .ودرپي آنچه
از شما پوشيده شده
است نرويد.
بحارالانوار
،ج53،ص179/احتجاج.
17-قد آذانا جهلا
الشيعه و حمقاوهم و
من دينه جناح البعوضه
ارجح منه .
نادانان و كم خردان
شيعه و كساني كه
پروبال پشه از
دينداري آنان برتر و
محكمتر است ،مارا
آزار مي دهند.
احتجاج ،ج2،ص474.
18-ولاتميلوا عن
اليمين و تعدلوا الي
اليسار واجعلوا قصدكم
الينا بالموده علي
السنه الواضحه.
از راه راست به راه
چپ منحرف نشويد ،و
مقصد خود را با دوستي
ما بر اساس راهي كه
روشن است به طرف ما
قرار دهيد .
بحارالانوار
،ج53،ص179/احتجاج.
19-لو ان اشياعنا و
فقهم الله لطاعته علي
اجتماع من القلوب في
الوفا بالعهد عليهم
لما تاخر عنهم اليمن
بلقائنا ولتعجلت لهم
السعاده بمشاهدتنا
علي حق المعرفه
وصدقها منهم بنافما
يحبسنا عنهم الا ما
يتصل بنا مما نكرهه و
لانوثره منهم.
اگر چنانكه شيعيان ما
–كه
خداوند بر انجام طاعت
خويش ،آنها را موفق
گرداند
–در
راه ايفاي پيماني كه
بر دوش دارند همدل مي
شدند ،ميمنت ديدار ما
از ايشان به تاخير
نمي افتاد و سعادت
ديدن ما زودتر
نصيبشان مي شد ديداري
بر مبناي شناختي درست
و صداقتي از آنان
نسبت به ما .وما را
از شيعيان دور نگه
نمي دارد ،مگر
كردارهاي آنان كه به
مامي رسد و براي ما
ناخوشايند و دوراز
انتظار است .
بحار الانوار
،ج53،ص177/احتجاج.
20-فليعمل كل امري
منكم ما يقرب به من
محبتنا وليتجنب ما
يدنيه من كراهيتنا و
سخطنا .
هر فردي از شما بايد
به آنچه عمل كند كه
به وسيله دوستي ما
تقرب مي جست .واز
آنچه اورا پست مي
گرداند كه همان ناخوش
داشتن و خشم ماست
دوري نمايد.
بحارالانوار
،ج53،ص176/احتجاج.
21-فانا يحيط علمنا
بانبائكم ولايعزب عنا
شي من اخباركم .
مااز اخبار و اوضاع
شما كاملا آگاهيم
وهيچ يك از آنها برما
پوشيده نيست.
بحارالانوار
،ج53،ص175/احتجاج.
22-انا غير مهملين
لمراعاتكم ولاناسين
لذكركم و لو لا ذلك
لنزل بكم اللاوا
واصطلمكم الاعدا
فاتقوا الله جل جلاله
.
ما از رسيدگي و
سرپرستي شما كوتاهي
نمي كنيم و ياد شما
را از خاطر نمي بريم
كه اگر جز اين بود
ازهرسو گرفتاري برشما
فرود مي آمد ودشمنان
،شما رااز بين مي
بردند .پس از خداي
بزرگ بترسيد.
بحارالانوار
،ج53،ص175/احتجاج .
23-لو لا ما عندنا من
محبه صلاحكم و رحمتكم
و الاشفاق عليكم لكنا
عن مخاطبتكم في شغل
….
اگر محبت شما را
نداشتيم و صلاحتان را
نمي ديديم وبه خاطر
ترحم و شفقت بر شما
نبود ،گفتگوي با شما
را ترك مي كرديم.
بحارالانوار
،ج53،ص179/احتجاج.
24-من اكل من اموالنا
شيئا فانما ياكل في
بطنه نارا و سيصلي
سعيرا .
هر كس (به ناحق )چيزي
از اموال مارا
بخورد،همانا آتش در
شكم خود مي خورد ،وبه
زودي به رودر آتش
جهنم مي افتد.
كمال الدين ،ص521.
25-…
فلا يحل لاحد ان
يتصرف من مال غيره
بغير اذنه فكيف يحل
ذلك في مالنا .
وقتي براي هيچ كس
جايز نيست كه در مال
ديگران بدون اجازه
آنان تصرف كند ،پس
چگونه اين كار در مال
ما جايز مي شود
؟
كمال الدين ،ص521.
26-…
اما اموالكم فلا
نقبلها الا لتطهروا
فمن شا فليصل ومن شا
فليقطع فما آتاني
الله خير مما آتاكم.
اموالي كه شما به ما
مي رسانيد ،ما آنها
را نمي پذيريم مگر
آنكه پاكيزه شويد .پس
هر كه مي خواهد آنها
را به ما برساند و هر
كس مي خواهد نرساند
.آنچه خدابه ما داده
بهتر است از آنچه به
شما داده است .
كمال الدين ،ص484.
27-…
فان فضل الدعا
والتسبيح بعد الفرائض
علي الدعا بعقيب
النوافل كفضل الفرائض
علي النوافل
….
برتري دعا و تسبيح
گفتن پس از نمازهاي
واجب ،در برابر دعا
پس از نمازهاي مستحب
مانند برتري واجبات
بر مستحبات است .
بحارالانوار
،ج53،ص161/احتجاج.
28-سجده الشكر من
الزم السنن و اوجبها
.
سجده شكر از لازمترين
و بايسته ترين
مستحبات است .
بحارالانوار
،ج53،ص161/احتجاج.
29-…
فما ارغم انف الشيطان
بشي مثل الصلوه فصلها
و ارغم انف الشيطان .
هيچ چيز مانند نماز
،بيني شيطان را به
خاك نمي سايد .پس
نماز بخوان و بيني
شيطان را به خاك بساي
.
بحار النوار
،ج53،ص182/احتجاج.
30-ان استرشدت ارشدت
وان طلبت وجدت.
اگر خواستار ارشاد
باشي ارشاد مي شوي
،واگر جوينده باشي
يابنده خواهي بود.
بحارالنوار
،ج51،ص339/كمال الدين